Showing posts with label Oscars. Show all posts
Showing posts with label Oscars. Show all posts

February 23, 2009

8 Oscars for “Slumdog”

اسکار: پشت کردن هالیوود به هالیوود

oscars_slumdog-millionaire2 دیشب به وقت لس آنجلس، و سحرگاه امروز به وقت تهران، مراسم اهدای جوائز اسکار، شاهد موفقیت یک فیلم غیرمتعارف بودند. فیلم هندی - انگلیسی «زاغه سگ میلیونر» هشت جایزه اسکار، از ده جایزه ای که برای آن نامزد شده بود را برنده شد و به این ترتیب، جوائز اسکار 2009 را از آن خود کرد. صدها میلیون تماشاگر در سراسر دنیا، پخش زنده این مراسم را از تلویزیون تماشا کردند.

تقریبا بیشتر برنده ها از قبل قابل حدس زدن بودند، و همین تا حدودی هیجان و انتظار را از مراسم دیشب گرفته بود. مثلا جایزه بهترین فیلم برای Slumdog Millianaire و بهترین فیلم، حتی جایزه بهترین بازیگری برای شان پن هم قابل پیش بینی بود، اما چیزی که نمی شد پیش بینی کرد، پشت کردن کامل هالیوود به هالیوود در این مراسم بود.

یعنی تولیدهای کاملا هالیوودی، که هنرمندان کارکشته و فناوران کارآزموده کارهای فنی آنها را در نهایت استادی انجام داده بودند، به خاطر خیرگی موفقیت خارق العاده «زاغه سگ میلیونر» از گرفتن جایزه محروم شدند، به خصوص در فیلمهائی که از نظر فنی طراز اول بودند، یعنی سلحشور تاریک و «قضیه شگرف بنجامین باتن» -- یعنی جایزه مونتاژ تصویر و مونتاژ صدا را هم به «زاغه سگ میلیونر» دادند. هنرمندان سینمای مستقل در آمریکا هم به این ترتیب بی نصیب ماندند، یعنی مثلا فیلم درخشان و برجسته ای مثل «ریچل عروسی می کند» که واقعا یک کار مستقل است از جاناتان دمی، یا فیلم «کشتی گیر» از درن ارونافسکی، اینها هم در برابر «زاغه سگ میلیونر» کم آوردند.

***

گزارش تلویزیونی بهنام ناطقی

در مراسم اهدای جوائز اسکار، در تالار کداک لس آنجلس، جایزه اصلی، اسکار بهترین فیلم سال 2009 به «زاغه سگ میلیونر» تعلق گرفت. جایزه را استیون اسپیلبرگ اعلام کرد. تهیه کننده فیلم کریستین کُلسُن می گوید در آغاز نه پول داشتند و نه قدرت کافی، ولی یک سناریو که در همه عشق دیوانه وار بر می انگیخت، و یک کارگردان نابغه، و یک گروه هنرپیشه و کارگزاران فنی که تعهدی لغزش ناپذیر داشت و استعدادش را همه روی پرده دیدند. او از کانال چهار انگلیس، شرکت Celaor و شرکت فرانسوی Pathe که پول تهیه فیلم را تامین کردند و از فاکس سرچلایت که فیلم را پخش کرد تشکر می کند و می گوید همه ما عشق مشترکی داشتیم به شهر فوق العاده بمبئی و فیلم نشان می دهد که با عشق و اعتقاد، هر کاری ممکن است.

فیلم «زاغه سگ میلیونر» داستان بزرگ شدن دو برادر است در زاغه های بمبئی، هفت جایزه اسکار دیگر گرفت، از جمله جایزه بهترین فیلمبرداری و بهترین موسیقی متن و بهترین ترانه، برای آی. آر. رحمان، و همچنین جایزه بهترین کارگردانی برای آقای دنی بویل، که جایزه اش را از برنده سابق اسکار، خانم ریس ودرسپون گرفت و ضمن سخنرانی، گفت به بچه هایش قول داده بود اگر روزی اسکار بگیرد، در نقش تیگر، شخصیت کتاب «وینی د پو» آن را قبول کند. دنی بویل پشت صحنه گفت رای دهندگان اسکار به یک فیلم مستقل که علیرغم همه مشکلات ساخته شده، پیروزی بخشیدند. او ضمن تقدیر از بازی هیث لجر در فیلم بتمن می گوید همه از فیلمهای کوچک شروع می کنندو فیلمهای کوچک و مستقل که آغازگر همه استعدادها هستند، باید مورد حمایت قرار گیرند. ای آر رحمان، آهنگساز فیلمهای بالی وود که دو جایزه اسکار گرفت، می گوید دربرابر موسیقیدانانی که نامزد شده بودند، خود را ناچیز می دید و تصور نمی کرد این جایزه را بگیرد.

NYT2008121013011910C شان پن به خاطر بازی در نقش نخستین سیاستمدار همجنسگرای آمریکا هاروی میلک در فیلم میلک، جایزه بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد و طی سخنرانی خود گفت آنها که بیرون علیه همجنسگرایان تظاهرات کردند و آنها که نوامبر گذشته با رای خود در همه پرسی کالیفرنیا، ازدواج دو همجنس را ممنوع کردند، وقتی به چشم نوادگان خود نگاه می کنند، باید خجالت بکشند و خواهان آزادی برای همگان شد. فیلم میلک از کارگردان گاس ون زنت، همچنین جایزه بهترین سناریوی اوریجینال را نیز دریافت کرد به خاطر کار سناریست جوان، داستین لنس بلک.

کیت وینسلت، هنرمند انگلیسی جایزه اسکارش را از برنده سال گذشته، ماریون کوتیار دریافت کرد، به خاطر ایفای نقش در فیلم Reader «کتابخوان» و گفت این سخنرانی را در هشت سالگی با یک بطری شامپو در دست جلوی آینه در حمام منزلش تمرین کرده بود. در فیلم «کتابخوان» که برای جایزه اسکار بهترین فیلم هم نامزد شده بود، خانم وینسلت نقش یک شکنجه گر آلمان نازی را بازی می کند که با یک پسر جوان رابطه عشقی برقرار می کند. نام هیث لجر، هنرمند جوانمرگ، برنده جایزه بهترین بازیگر مرد در نقش تکمیلی برای فیلم «سلحشور تاریک» را الن آرکین اعلام کرد. پدر هیث لجر گفت این جایزه آرزوی پسرش برای مقبولیت در صنعتی که دوست می داشت را برآورده می کند، و خانم سَلی بِل، مادر هیث لجر گفت خانواده عزادار تصمیم دارد امشب به خاطر موفقیت خارق العاده فرزند هنرمندی که روحی سخاوتمند و مهربان داشت، جشن بگیرد و خوشحال باشد. در فیلم سلحشور تاریک Dark Knight، از کریستوفر نولن، کارگردان انگلیسی، هیث لجر ابعادی خارق العاده به شخصیت «جوکر» بخشیده است که خیلی فروش یک میلیارد دلاری فیلم را مدیون آن می دانند.

نخستین برنده عمده شب گذشته، هنرپیشه اسپانیولی پنلوپه کروز بود که جایزه بهترین بازیگر زن در نقش تکمیلی برای ایفای نقش در فیلم «ویکی، کریستینا، بارسلونا» را از دست تیلدا سوئینتون، برنده سال گذشته همین جایزه، گرفت. خانم کروز گفت جائی که او بزرگ شده داشتن رویای جایزه اسکار، رویای واقعی گرایانه ای نیست ولی او در نوجوانی هر شب بیدار می ماند برای تماشای مراسم برای اینکه این مراسم را لحظه ای می داند که در آن همه جهان متحد می شود و برای اینکه هنر، به هر شکل آن، زبان مشترک جهانی است و باید برای حفظ آن کوشید. در فیلم ویکی کریستینا بارسلونا، از وودی آلن، خانم کروز نقش یک زن نقاش اسپانیولی را بازی می کند که رابطه سه جانبه ای با شوهر سابقش و دوست دختر جدید او، با بازی اسکارلت جوهنسن پیدا می کند.

***

departures_5 چیزی که برای خیلی ها قابل پیش بینی نبود، برنده شدن فیلم ژاپنی «عزیمت ها (رفتن ها)» یا Departures بود که جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی را گرفت. این فیلم از کارگردان ژاپنی یوجیرو تاکیتا در باره یک نوازنده موسیقی کلاسیک است که بعد از اینکه شغلش را در ارکستر از دست می دهد، کاری پیدا می کند به عنوان وردست یک آرایشگر سنتی اجساد مردگان... فیلمی است که اتفاقا چند روز پیش هم در باره اش گزار ش داشتیم اینجا، یک کمدی خارق العاده و تفکر برانگیز است در باره نقش هنرمند در جامعه، مرگ، و عزاداری. برنده شدن «عزیمت ها» از این نظر شگفت انگیز بود که خیلی ها فکر می کنند اسکار بهترین فیلم خارجی زبان به فیلم اسرائیلی والس با بشیر داده شود، فیلمی که وجدان عمومی اسرائیلیان را به چالش می کشد به خاطر فراموشکاری جمعی در باره نقشی که نیرو های اسرائیلی با عدم مداخله شان در کشتار ساکنان اردوگاههای آوارگان فلسطینی بازی کردند در جریان اشغال لبنان توسط اسرائیل در سال 1982. فیلمی است صلح طلب و خارق العاده از نظر بصری، که می توانست تخیل خیلی از رای دهندگان اسکار را تحریک کند. در میان جوائز دیگری که اینجا اسم نبردیم، باید به فیلم خارق العاده Wall-e هم اشاره کنم، برنده جایزه بهترین فیلم نقاشی متحرک، یک موفقیت هنری و همچنین فیلمی با پیامی انسانی در باره محیط زیست و سرنوشت کره زمین، که تقریبا شکی نبود برنده جایزه بهترین فیلم نقاشی متحرک می شود و همینطور هم شد.

برخلاف سنت همیشگی اسکار که یک کمدین برجسته آمریکائی مراسم را اجرا می کرد، هنرمندانی مثل جانی کارسن، دیوید لترمن، کریس راک، مراسم دیشب را بازیگر، خواننده و رقصنده بسیار با استعداد استرالیائی اجرا می کرد، آقای هیو جکمن، که چند مفهوم داشت، از جمله اینکه از شوخی های تلخ و دست انداختن اسکار و هنرمندان و فیلمها، در این مراسم خبری نبود. کسی نبود که ستارگان را دست بیاندازد و آنها را به خاطر اداها و احیانا اخبار منفی که در باره شان هست، مسخره کند. دوم اینکه هالیوود همیشه سعی می کند در مراسم اسکار، یادآور شکوه و جلال گذشته باشد، گذشته ای که وقتی از دور به آن نگاه کنی، پرزرق و برق تر و شکوهمندتر از آنچه بود به نظر می رسد.

اما امسال، این بازگشت به گذشته، یا رجوع به شکوه و جلال سنتی هالیوود، یک معنی عمیق تر هم داشت و آن ارتباطش بود با بحران اقتصادی که آمریکا در حال حاضر با آن درگیر است... آن شکوه و جلال، آن رژه ستارگان برجسته با لباسهای گران قیمت و انواع جواهرات درخشان روی فرش قرمز، به دهه 1930 باز می گردد، دورانی که اقتصاد آمریکا دوره رکود بزرگش را طی می کرد و هالیوود یک گریزگاه رویائی تامین می کرد برای ملتی که با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کرد. خیلی از منتقدها، از جمله منتقد نیویورک تایمز، بازگشت لباسهای گران قیمت و الماس ها و برلیان های سنگین روی سینه هنرمندان هالیوود، را به بحران اقتصادی کنونی مربوط دانسته بودند. تفاوت دیگر آن، طراحی رقص ها و صحنه بود که یادآور جلال و شکوه فیلمهای موزیکال بازبی برکلی بود که آن هم به همان دوره رکود اقتصادی دهه 1930 تعلق دارد. اما کار موفق آنها طراحی صحنه به صورتی بود که تماشاگران ردیف های اول، که نامزدهای جوائز بودند، با صحنه فاصله چندانی نداشتند و این فضا را خودمانی کرده بود. تفاوت دیگر امسال با سالهای قبل این بود که قبل از اعلام جوائز هنرپیشه ها، پنج هنرپیشه که برندگان همان جایزه در سالهای قبل بودند، آمدند روی صحنه و هرکدام یکی از نامزدها را خطاب قراردادند و مستقیما کار آنها را تحسین کردند.

ویدیو و دنباله مقاله...

February 22, 2009

Spirit Awards for “The Wrester”

«کشتی گیر» برنده اصلی جوائز سینمای مستقل

Director: Darren Aronofsky به فاصله یک شب قبل از مراسم اهدای جوائز اسکار، اعلام اسامی برندگان جوائز سینمائی «اسپیریت» برای سینمای مستقل. هر سال یک شب قبل از برگزاری مراسم اهدای جوائز سینمائی اسکار، در مراسمی زیر یک چادر در ساحل دریا در سانتا مونیکا، هنرمندان سینمای مستقل آمریکا در مراسم جوائز اسپیریت، مورد تقدیر قرار می گیرند. خیلی از برنده های این جوائز ممکن است امشب هم در جوائز اسکار، برنده بشوند.

 

جوائز اسپیریت را یک انجمن یا موسسه هنری می دهد به نام Film Independent یا سینمای مستقل، در حالیکه جوائز اسکار را یک موسسه مستقل دیگر می دهد به نام آکادمی صنایع و هنرهای سینما که حدود 5 و 800 عضو دارد، بییشترشان از دست اندرکاران سینما. فرق این دو جایزه این است که انجمن سینمای مستقل، توجهش به تشویق هنرمندان غیروابسته به استودیوهای هالیوود است، اما از آنجا که حالا دیگر واقعا تشخیص هالیوودی و غیر آن مشکل شده، یک شرط ساده دارد نامزد شدن فیلمها، و این است که باید هزینه فیلم زیر 20 میلیون دلار باشد، که به این ترتیب، فیلمهای بزرگ و پرخرج استودیوها، نمی توانند نامزد شوند.

 

گزارش تلویزیونی بهنام ناطقی

خرج یک فیلم عمده در هالیوود بالای 100 میلیون دلار است و معمولا بیشتر فیلمهای عمده بین 30 میلیون دلار تا 70 میلیون دلار هزینه دارند. امسال فیلم «کشتی گیر» The Wrestler جوائز اصلی را درو کرد، فیلمی است که با هزینه بسیار کمتری ساخته شده و آن را شرکت فاکس سرچلایت Pictures Fox Searchlight در جشنواره تورونتو برای پخش در آمریکا به مبلغ چهار میلیون دلار، خرید، تازه بعد از آنکه در جشنواره ونیز،جایزه اول یعنی شیر طلائی را گرفته بود، که نشان می دهد این فیلم به قدری کم خرج بود که فروش چهار میلیون دلاری حقوق آن برای تهیه کننده صرفه داشت.

 

در مراسم اهدای جوائز اسپیریت برای سینمای مسقل، شب گذشت، شنبه شب در سنتا مانیکا، برنده اصلی فیلم کشتی گیر بود با سه جایزه عمده، از جمله جایزه بهترین فیلم، که آن را الک بالدوین اعلام کرد، و جایزه را درن آرونافسکی. جایزه بهترین بازیگر را فیلیپ سیمور هافمن اعلام کرد، برای میکی روک، بازیگر فیلم «کشتی گیر» میکی روک بخشی از سخنرانی اش را به یادبود سگ کوچولویش لوکی اختصاص داد، که قبلا گفته بود او را در دوران تنهائی و دوری از سینما مونس و همدم بود و شش روز قبل، درگذشت. قبل از شروع مراسم، میکی روک روی فرش قرمز کارگردان درن ارونافسکی را در آغوش گرفت میکی رورک گفت سگ بیمارش قرار نبود بیشتر از شش ماه دوام بیاورد ولی یک سال ونیم زنده ماند... کارگردان فیلمهای غیرمتعارف، جان واترز، و هنرپیشه سینمای مستقل و خواننده، زوئی دشانل، جایزه بهترین کارگردان را اعلام کردند، که نصیب تام مککارتی، کارگردان فیلم «مراجع» یا The Visitor شد.

 

جیسن بیتمن و الن پیج، هنرمندان فیلم Juno جونو، برندگان سال پیش، جایزه بهترین بازیگر زن را اعلام کردند -- برنده، بازیگر فیلم «رودخانه یخزده» خانم ملیسا لیو بود، که برای اسکار هم نامزد است. چیوتل اجیوفور در کنار جسیکا آلبا، جایزه بهترین بازیگر زن در نقش تکمیلی را اعلام کردند که نصیب هنرپیشه اسپانیائی خانم پنه لوپه کروز شد، به خاطر بازی اش در کمدی رومانتیک وودی آلن، ویکی کریستینا بارسلونا، و میشل مونگن و بلر آندروود، جایزه بهترین بازیگر مرد در نقش تکمیلی را اعلام کردند، که برنده آن، جیمز فرنکو بود، به خاطر ایفای نقش جوان همجنسگرا، و دوست پسر هاروی میلک، در کنار شان پن، در فیلم میلک. قبل از شروع مراسم، خانم تری هچر، بازیگر سریال Desperate Housewives گفت فیلمهای مستقل فیلمهائی هستند که برای پول ساخته نشده اند، بلکه حاصل اشتیاق شدید برای گفتن داستانند.

 

از جمله حاضران، خواننده پاپ، خانم «مرایا کری بود، همراه با کارگردان فیلم اجتماعی پوش Push، لی دنیلز، برنده جشنواره ساندنس امسال.. *** این جوائز، که اسم فارسی آن می شود «روحیه مستقل» را 24 سال است که دارند برگزار می کنند، هر سال، درست یک شب قبل از اسکار و ویژگی مراسم آن هم این است که براش چادر می زنند، مثل عروسی... در ساحل دریا... و معلوم است که هزینه بسیار کمتری دارد برگزاری آن. موسسه ای که این جایزه را برگزار می کند، ضمنا برگزار کننده جشنواره فیلمهای مستقل هم هست.

 

اما به خاطر اینکه خیلی از فیلمهای خوب و مطرح سال برای اسکار هم نامزد می شوند، این جوائز تقریبا گام به گام همراه اسکار بودند، و خیلی از نامزدها مشترک بودند و هستند، و گاهی حتی برندگان هم مشترک می شوند. اما به قول تام اونیل، نویسنده لس آنجلس تایمز، امسال بیشتر از سالهای پیش جوائز اسپیریت روحیه مستقل خودش را حفظ کرده و کاملا راه خودش را جدا کرده از راه اسکار. برای اولین بار است در شش سال اخیر که هیچکدام از نامزدهای جایزه بهترین فیلم، برای جایزه اسکار مشابهی نامزد نشده بودند، البته امسال کشتی گیر از این قاعده مستثنی است.

 

از دید این منتقد، جوائز اسپیریت با نامزد نکردن فیلم Milk برای جایزه بهترین فیلم، و همچنین با نامزد کردن فیلمهائی که می دانستند شانس مطرح شدن در اسکار را نداشتند، فیلمهائی مثل Wendy & Lucy و Ballast، سعی کرد راه خودش را به کلی از اسکار جدا کند. «وندی و لوسی» فیلم پارسال هنرپیشه جوان، میشل ویلیامز است، و آغاز کار مستقل او، بعد از مرگ شریک سابق زندگی اش، هیث لجر. این فیلم داستان زنی است که در راه رسیدن به آلاسکا برای یافتن کار، با سگش در اورگان گیر می کند. Balast هم فیلم مستقلی به کارگردانی لنس همر، در دهات میسی سیپی داستان زندگی به هم ریختن زندگی های سه نفر از بازماندگان یک خودکشی است. این فیلمها، هر چند مورد توجه منتقدها قرار گرفتند اما در واقع نتوانستند با تماشاگر انبوه رابطه برقرار کنند. در این میان، فیلم Frozen River که هنرپیشه اول آن جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کرد، برنده پارسال جشنواره ساندنس بود. نامزدهای بهترین بازیگری در این سری جوائز بین اسپیریت واسکار مشترک است.

ویدیو و دنباله مقاله...

February 12, 2009

M.I.A.: Rapper, Pan-Ethnicist

چریک جنگلها و ملکه کلوپها: مایا

MIA on Grammys Stageهنرمند تامیل تبار انگلیسی، که با نام M. I. A. کار می کند، به خاطر نوآوری در موسیقی و شعرهایش، مورد توجه ناظران گرایش های فرهنگی نوین درغرب است. این یکشنبه آینده، خانم مایا، که حامله است، از یک طرف منتظر وضع حمل خواهد بود و از طرف منتظر گرفتن جایزه اسکار.

هفته پیش بعد از پخش مراسم گرمی، خیلی مطبوعات در باره اجرای عجیب مایا در مراسم گرمی صحبت می کردند، همراه با چهارتن از برجسته ترین «رپر» های آمریکا.

در سه سالی که از مطرح شدن مایا در موسیقی جهان می گذرد، این هنرمند از تالارهای شلوغ و چند ملیتی زیرزمینی کلوپهای لندن، به یک ستاره بین المللی تبدیل شده، و سال 2009 برای او سالی سرنوشت ساز است، برای اینکه آلبوم آخر او، Kala که سال پیش بیرون آمد، را دهها منتقد در سراسر دنیا در فهرست بهترین آلبوم های سال قرار دادند، هجدهمین آلبوم دنیا بود از نظر فروش در فهرست دویست آلبوم پرفروش بیلبورد، و در فهرست موسیقی الکترونیک و رقصی، شماره یک شد. غیر از اینها، خیلی ها در آمریکا که اسم او را نشنیده بودند، به کارش علاقمند شدند با شنیدن ترانه Paper Planes او در آنونس فیلم پاین اپل اکسپرس Pineapple Express، و بعد هنرمند موسیقی رپ، یک تکه از این ترانه را برداشت لوپ کرد و بر اساس آن یکی از پرفروش ترانه های سال را ساخت، Swagger Like Us که یکشنبه شب هفته پیش در مراسم جایزه گرمی، مایا با شکم حامله رفت روی صحنه این ترانه را اجرا کرد همراه چهار غول موسیقی هیپ هاپ دنیا، غول هائی که از آن بزرگترش را نداریم، یعنی جی زی، خود کانیه وست، تی آی و لیل وین، که آلبوم های هر چهار تای آنها سال پیش هفته ها در راس پرفروش ترین آلبوم های روز بود.

کار مایا از نظر فرهنگی خیلی جالب است برای اینکه ضمن اینکه خودآگاهی قومی شدیدی دارد و رابطه با فرهنگ تامیل ها و هند و جنوب آسیا، ولی با استفاده از موسیقی سیاهپوستهای برزیل و طبله هندی و انواع موسیقی اقوام مختلف، نوعی اختلاط اقوام را تبلیغ می کند که عکس فلسفه ناسیونالیسم قومی است که پدر او تبلیغ می کرد. پدر مایا، یکی از متفکران جنبش اصلاح طلبان تامیل در سریلانکاست و او سالها همراه با پلنگهای تامیل در جنگل زندگی کرده، حالا از نظر فرهنگی، پیوندی است بین زندگی مبارزه چریکی در جنگلها و فرهنگ زیرزمینی کلوپهای لندن.

در میان ده جایزه اسکاری که فیلم اسلامداگ میلونر نامزد آن است، یکی هم برای ترانه O Saya حاصل همکاری هنرمند تامیل تبار انگلیسی معروف به MIA است -- ام ای ای با آی آر رحمان، آهنگساز فیلم. ام آی ای، که اسم اصلی اش Maya Arulpragasam است و نوجوانی خود را همراه با پدرش که از رهبران چریکهای جدائی طلب تامیل در سریلانکاست، در جنگل گذرانده، ترانه های او در آلبوم جدیدش، نه تنها برای جایزه اسکار، بلکه برای جوائز گرمی و بریت و دهها جایزه دیگر موسیقی نیز نامزد شده اند.

خانم MIA که به شدت حامله است و در انتظار وضع حمل، در لس آنجلس به سر می برد، می گوید هر روز سال جدید برای او خبر تازه ای داشت، یک روز بریتز، روز دیگر گرمی و روز بعد اسکار. او می گوید وقتی ترانه خودش را روی فیلم دید، به گریه افتاد و صورتش را پنهان کرد که دنی بویل آن را نبیند. انگار یک ویدیو کلیپ پرخرج برای آهنگ او ساخته شده بود. مایا می گوید ترانه اوسایا که در فیلم اسلامداگ میلیونر استفاده شده را خودش بیرون داده بو چون آن را موقعی نوشت که هنوز قراردادی برای انتشار البومهایش نداشت. او می گوید فکر کرد انتشار این ترانه برای این بود که کار خوبی برای ای آر رحمان و مردم هند و تامیل کرده باشد که در عین حال، این ور دنیا هم خواستار دارد.

خانم مایا، با هنرمندان برجسته رپ آمریکا جی زی، کانیه وست، تی آی و لیل وین روی صحنه حوائز گرمی در اجرای ترانه Swagger Like Us از کانیه وست همکار ی کرد اما می گوید قبل از این کار می ترسید در حالیکه 9 ماه بار دار است، روی صحنه رفتن باعث وضع حمل زودرس شود.

خانم مایا در سه سال اخیر، دو آلبوم عمده بیرون داده است، با ترانه هائی پر از نقد اجتماعی و سیاسی، که نقدهای خوب گرفت و در دنیای موسیقی زیرزمینی موفق بود، ولی وقتی ترانه های او در فیلم هالیوودی پاین اپل اکسپرس مورد استفاده قرار گرفت، خانم میا شهرت خانم مایا از زیرزمین فراتر رفت. آلبوم اول مایا را منتقدها در آمریکا و بریتانیا به خاطر نوآوری های آن در موسقی و به خاطر ترانه های اجتماعی آن، ستودند. او می گوید ساختن دو آلبوم در دوران ریاست جمهوری جرج بوش کار ساده ای بود برای اینکه هر روز صبح از عصبانیت خود الهام می گرفت برای ترانه هائی در باره د نیائی بهتر. خانم میا می گوید ترانه هایش هم از نظر بصری و هم از نظر مد و هنر و چیزهای دیگر، با معنی هستند و مردم را با ایده های تازه خوراک می دهند.

گزارش تلویزیونی بهنام ناطقی
نخستین آلبوم مایا سه سال پیش پر از اشاره های آشکار به نبرد چریکی پلنگهای تامیل علیه دولت سریلانکا ست. خانم مایا می گوید وقتی با استودیو قرار داد بست به او گفتند در آمریکا نخواهد توانست کار کند، ولی می گوید جوابش این بود که اگر انگلیس در دهه 1980 آدمی مثل بوی جرج را به موسیقی آمریکا معرفی کرد که یک ترنس سکسوال است با موسیقی رگی، حالا هم شاید نوبت یک به اصطلاح «تروریست خواننده» باشد. نخستین آلبوم مایا، Arular بحث گسترده ای را دامن زد در باره اصالت این هنرمند، و اینکه آیا ترکیب بی پروای سبکها و فرهنگها، یک اطوار هنری است یا ناشی از درک تازه ای از زمانه. مایا می گوید فعلا که نمی توانتد پرواز کند در لس آنجلس مانده است و مشغول کار است در حالیکه فکر می کرد به خاطر حاملگی نتواند کاری بکند، ولی می گوید حاملگی تمرکز بیشتر به او داده است.

ویدیو و دنباله مقاله...

February 5, 2009

Departures

کمدی ژاپنی «رفتن ها» نامزد اسکار

 

departures_3 هفته دیگر در مراسم باشکوهی در تالار کداک لس آنجلس برندگان اسکار اعلام خواهند شد، اما قطع نظر از آنکه کدام یک برنده شوند، مطرح شدن اسامی فیلمهای خارجی زبان به عنوان نامزد اسکار، برای آنها سرنوشت ساز است. اسامی فیلمها برای برگزیده شدن به عنوان نامزد اسکار را معمولا سازمانهای دولتی به برگزارکنندگان اسکار می دهند.

 

فیلم ژاپنی «رفتن ها» یا Departures در این میان اما برای تماشاگران آمریکائی و رای دهندگان اسکار، کمتر شناخته شده است. این فیلم ساده که در خود ژاپن با 3 میلیارد ین فروش، یعنی نزدیک به 34 میلیون دلار، موفقیت خارق العاده ای داشت، حالا که نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شده، یکباره در دنیا ترکید و در 29 کشور از جمله آمریکا اکران می شود.

 

فیلم کمدی «رفتن ها» داستان یک نوازنده حرفه ای ویلن سل است که بعد از منحل شدن ارکسترش، از سر ناچاری و با کراهت، به حرفه مرده آرائی روی می آورد. کارگردان 53 ساله «یوجیرو تاکی تا» است در 25 سال گذشته بیش از چهل فیلم کمدی و تخیلی ساخته است، انتظار نامزد شدن برای جایزه اسکار را نداشت. او می گوید نامزدی برای اسکار بار دیگر قدرت سینما را به او ثابت کرد که می تواند از مرز زبان عبور کند، و تجلیلی است از کار سخت همکاران او در این فیلم.

 

گزارش تلویزیونی بهنام ناطقی

برخلاف رسم خیلی از کشورها، در ژاپن مرده آرائی هنری است که در حضور بستگان متوفی انجام می شود و به همین جهت، بخشی از آیئن خاکسپاری و یک هنر نمایشی است که قهرمان فیلم به آن جلب می شود. تاکیتا می گوید جزئیات کار مرده آرایان را قبلا نمی دانست. او می افزاید مثل کشورهای دیگر، در ژاپن هم حرفه هائی که با مرده سروکار دارند، برای مردم چندش آورند. اما تاکیتا می گوید در این فیلم می خواهد گرمای انسانی کار مرده آرایان را نمایش دهد و می افزاید کار او به عنوان کارگردان این است که دنیاهائی که معمولا از نظرها پنهان است را در فیلمهایش نشان دهد.

 

موسیقیدان قهرمان فیلم، ابتدا از کار جدیدش مرده آرائی، شرمگین است و آن را حتی از زنش پنهان می کند. تاکیتا می گوید هدف از آرایش مرده این است که سرزنده ترین لحظات زندگی او را یادآور شوند و بازماندگان در این روند، مرگ او را به عنوان یک حقیقت می پذیرند، احساسات مختلفی در آنها بیدار می شود، حتی بعضی به وجد می آیند از اینکه چنین کسی را می شناخته اند.

 

ماساهیرو موتوکی بازیگر نقش مرده آرا، ناچار شد هم نواختن ویلن سل یاد بگیرد هم حرفه مرده آرائی را بیاموزد اما برای تاکیتا، سخت ترین کار پیدا کردن بازیگران رل نعش ها بود. تاکیتا می گوید در میان همکاران فیلم او، کسانی که رل نعش ها را بازی می کردند، کارشان از بقیه سخت تر بود چون باید بدون حرکت می ماندند، ولی البته به کار آنها نمی شود بازیگری اسم داد.

 

* ** * *

 

departures_1 در سال 2008 که به قول کارشناسان، سینمای ژاپن تکان بزرگی خورد و فیلمهای درخشان زیادی ساخته شد، فیلم «رفتن ها» سرآمد دیگر فیلمها بود، فیلمی که هر چند کمدی است، اما واقعا خنده دار نیست. زیبائی اش در متانت و کم حرفی آن است که عینا از روی کتابهای داستان مصور مدرن ژاپنی، یعنی کتابهای سبک مانگا، ساخته شده. این داستان هم اولش یک منگا بوده. بعد از موفقیت جهانی فیلم «می رقصی؟» Shall We Dance از ماسایوکی سوئو، حدود 12 سال پیش، (1996 بود) سینمای ژاپن موفقیت بزرگ دیگری چه از نظر تائید منتقدان جهانی، و چه از نظر فروش داخلی و بین المللی نداشته. به این ترتیب، حضور این فیلم در میان نامزدهای اسکار، چندان هم دور از ذهن نیست.

 

تاکیتا که به خصوص به خاطر کمدی های سیاهش شهرت دارد، ولی ده سال برای ساختن این فیلم تلاش کرد. اگر رقبائی مثل «والس با بشیر» نداشت، شاید اسکار هم می توانست بگیرد، برای اینکه فیلمی است از یک طرف محافظه کار، و از طرف دیگر، پیشتاز... برخلاف فیلمهای محافظه کار اخیر سینمای ژاپن، تاکیدش بر ناسیونالیسم و شکوه از دست رفته ملی، یا قهرمانان جنگ نیست، بلکه مثل فیلمهای کنسرواتیو آمریکا، جوامع کوچک، پیوندهای خانوادگی و لذت های پیروی از سنت ها را یادآور می شود، ضمن اینکه طبیعت زشت و دهاتی و عقب مانده سنت گرائی را هم از یاد نمی برد. اما از طرف دیگر پیشتاز هم هست، برای اینکه نوعی دورشدن از شهرهای شلوغ و زندگی سبز و فروتنانه و قانع تری را توصیه می کند.

 

موضوع مرده آرائی و مراسم مربوط به تدفین، در خیلی از فیلمهای آمریکائی به صورت دیگری مطرح شده، از جمله همین اخیرا، در سریال تلویزیونی شبکه اچ بی او، به نام «شش فوت زیر خاک» اما من یاد فیلم هیپ هاپ Idlewild می افتم که دو سال پیش آمد که در آن آندره بنجامین از گروه هیپ هاپ Outkast همین نقش را داشت، وردست پدرش، که کار و کسبش تدفین بود.

 

اما در ژاپن، مرده آرای سنتی، اوسای کفن و دفن است -- فقط مرده را آرایش نمی کند بلکه تمام مراحل مرده شوئی و بسته بندی و گذاشتن مرده در تابوت را مطابق تعلیمات دین شینتو انجام می دهد، و کارش این است که بدون اینکه حرف بزند، به بازماندگان نشان دهد که این جسد، در واقع یک جسم بیجان نیست بلکه انسانی است شایسته احترام و عشق، و در واقع، به قول منتقد جپن تایمز، با ظرافت حرکاتش و طرزی که مرده را لمس می کند، به او حالت زنده می دهد.

 

departures_4 یکی از دلایل موفقیت این فیلم، این است که خلاف انتظار تماشاگر عمل می کند، چون هر چند داستان ساده شروع می شود، اما پیچ و خم های عاطفی و حیرت انگیزی پیدا می کند. در غرب، مثلا در فیلم «دوست داشته شده» The Loved One براساس کتاب اولین وا Evlin Waugh و خیلی فیلمهای دیگر، مرده آرائی تمثیل دروغین بودن مراسم است. مرده ها، عروسکهای بزک شده هستند، که علیرغم آن همه آرایش و چسب و خمیری که روی صورت آنها می گذارند که جوان و زیبا جلوه کنند آنها، روح ندارند. اما در فیلم «رفتن ها» می بینیم که آماده سازی مرده برای به خاکسپاری در فرهنگ ژاپن، کریه و غلوشده نیست، بلکه ساده است و جانبخش.

 

در واقع، به قول برایان هارتهایم، در ماهنامه «هنر آسیای آرام»، جوهر زندگی آن آدم را متبلور می کند، و در فیلم «رفتن ها» با نمایش جزئیات کار مرده آرائی، کارگردان، تاکیتا، می خواهد نشان بدهد چطور شغلی که اجتماع ظاهرا آن خوار و موهن می پندارد، چه اهمیتی می تواند داشته باشد برای بازماندگان زنده، و نشان می دهد که طبیعت هنری این کار، چطور برای هنرمند و نوازنده ای مثل شخصیت اول فیلم، جذاب می شود و چطور از طریق جذب به این شغل، رابطه اش با همسرش عوض می شود و حتی برخوردش با گذشته و دوران بچگی خودش هم تغییر می کند.

کارشناس سینمای ژاپن، آقای هارتهایم، در مقاله خود، می گوید جهانی که در این فیلم تصویر شده به جهان خالص و پاکیزه یک فیلم وسترن درجه شباهت دارد، که اول یک کم چرند و شیره مالی به نظر می رسد، اما زود آدم به آن عادت می کند و حاضر نیست از آن فضا خارج بشود.

ویدیو و دنباله مقاله...