July 23, 2009

Ganji UN Hunger Strike

اعتصاب غذا مقابل سازمان ملل: گوگوش و گنجی

 

 

گنجیواکنش گسترده به فراخوان اکبرگنجی برای اعتصاب غذای سه روزه در مقابل سازمان ملل، سبب شد که جمع کثیری از هنرمندان برجسته ایرانی و آمریکائی از هالیوود به نیویورک بیایند. در کنار خانم گوگوش و آقای گنجی، چهره هائی مثل شیرین نشاط، شهره آغداشلو، فرامرز اصلانی، و همچنین شان پن، ایمی، دختر رابرت ردفورد و دهها تن دیگر حضور پر رنگی داشتند در کنار ایرانیان مقیم نیویورک و ادبا و هنرمندان که از شهرهای دیگر آمده بودند. در این برنامه به گزارش این مراسم پخش می شود، همراه با مصاحبه ها و فرازهائی از سخنرانی ها.

 

شور و هیجانی آنجا بود به خصوص برای آنها که مثل من چند سالی است در آمریکا هستند – به خاطر اینکه تمام کسانی که طی سالیان دراز در زندگی به نوعی با آنها آشنا شدی، دوست شدی، یا برخورد کردی، یا بهشان بدهکاری داری و امیدوار بودی فراموشت کنند، را یکجا می دیدی. از فامیل های قدیم گرفته تا فامیل های فامیل های قدیم...

 

گزارش تلویزیونی بهنام ناطقی

جوانان پرشوری که تازه از ایران آمده بودند، یا چند تنی که همان روز از آلمان و بلژیک و کشورهای دیگر اروپا رسیدند تا دو سه روزی را در نیویورک در کنار هم میهنان خود باشند. تجمعی بود همراه با هنر، موسیقی، و در کنار هنرمندان برجسته ای مثل خانم گوگوش، فرامرز اصلانی، گوگوش، و دهها تن دیگر که در میان جمع بودند و هر از چند لحظه چهره آشنای آنها نگاه تو را به خود می کشید.

 

خیلی از کسانی که تماشاگران ما شب ها در مصاحبه های تلویزیون می بینند هم آنجا بودند. دیشب درگزارش شباهنگ بعضی از این چهره ها از جمله دکتر رضا براهنی و حسن زرهی و دیگران را دیدیم، در گزارش امروز، نگاهی داریم به مراسم بعد از ظهر دیروز به وقت نیویورک و قسمت هائی از سخنرانی ها... و چند نکته از زبان بانیان مراسم، از جمله آقای گنجی و حمید دباشی.

 

***

 

در واکنش به فراخوان اکبر گنجی، فعالان سیاسی و اساتید دانشگاهها، جمع کثیری که در طول روز شمارشان به گفته حاضران به یکی دو هزار نفر رسید، در پارک مقابل سازمان ملل گرد آمدند تا از جمله آزادی زندانیان سیاسی و رسیدگی سازمان ملل به نقض حقوق بشر در پیامد انتخابات ریاست جمهوری اسلامی را خواستار شوند. هدف از این تجمع، فراخوان رسیدگی سازمان ملل به نقض حقوق بشر در واکنش به اعتراضهای پیامد انتخابات ریاست جمهوری اسلامی اعلام شد.

 

UN_victims_wallبهنام ناطقی (در مصاحبه با گنجی): آقای گنجی، می گویند جذابیت این برنامه گردآمدن همه ایرانی هاست، از تبیعدی های انقلاب تا تبعیدی های اصلاحات. شما نظرتان چی است؟

 

اکبرگنجی: این یک برنامه ملی است که در این برنامه ملی ما از همه درخواست کرده ایم شرکت کنند بدون بالا بردن پرچم گروه خاصی... می شود گفت که در سی سال گذشته این همه نیروی متنوع به لحاظ فکری جمع شده اند زیر یک پرچم و آن پرچم آزادی خواهی و استقلال است و نه فقط ایرانی ها، شما در سطح جهانی هم می بینید حمایت عظیمی از این برنامه صورت گرفته. آقای رابرت ردفورد، دخترشان می آیند صحبت می کنند، آقای چامسکی فردا اینجا سخنرانی دارند. سی تن از بزرگترین روشنفکران جهان از دانشگاه های هاروارد، کلمبیا و استنفورد از این برنامه حمایت کردند. و خوشبتخانه انعکاس جهانی برنامه خوب بوده و الان هم که تازه شروع کرده ایم این برنامه را شما می بینید که از خبرگزاری های مختلف در اینجا حضور دارند.

 

سرشناس ترین چهره هنری حاضر در مراسم، خانم گوگوش بود که اعلام پیوستن او به این جمع، گروه کثیری را از کالیفرنیا به نیویورک آورد.

گوگوش: زنده باد ایران، و پاینده باد هویت ملی ایرانی، که آزاده به شمار می رود. با هم، نمی ترسیم، نمی لرزیم.

برخی از مهاجران ایرانی در کالیفرنیا، به جای شرکت در اجتماع ایرانیان، ترجیح دادند در گوشه ای با پرچم شیروخورشید، اعتراضی در سکوت برگزار کنند.

 

آقای اکبر گنجی درمصاحبه با صدای آمریکا، استقبال از این مراسم و اهداف آنرا تشریح کرد.

 

اکبر گنجی: ده ها تن و بلکه صدها تن را بازداشت کردند، که در زندان ها هستند که ما روی این پلاکارد که اینجا تهیه کرده ایم بیش از 600 اسم را ثبت کرده ایم که اینها زندانیان سیاسی هستند. ما محکوم می کنیم تمام سرکوبی هائی که جمهوری اسلامی می کند و خواهان آزادی کلیه زندانیان سیاسی - عقیدتی هستیم و این تحصن و این اعتصاب غذا درست شده برای تحقق همین هدف.

 

از جمله امضاکنندگان بیانیه این تجمع، دکتر احمد کریمی حکاک، بنیانگذار موسسه ایرانشناسی دانشگاه مریلند است.

 

احمد کریمی حکاک (در سخنرانی): همانطور که در این سی سال جمهوری اسلامی به قهقرا می رفت، این مردم به پیش می رفتند.

 

میزبان دیگر گردهمائی، خانم دکتر نهضت فرنودی بود.

 

رضا براهنی، حسن زرهی از تورانتو دکتر نهضت فرنودی (در سخنرانی): حالا اینکه رنگ سبز است و آنها چرا الله اکبر می گویند و چرا نماز جمعه می روند، هر کو نکند فهمی زین کلک خیال اندیش، نقشش به حرام ار خود صورت گیر چین باشد. برای تک تک ما مهم است بدانیم که زمانی که می توانیم جنبش مدنی ایران را حمایت کنیم، امروز است و ایکاش که ما همگی پشت این جنبش اصیل خودجوشی که در داخل کشور نضج گرفته بایستیم که اگر این کار را نکنیم، به بیان حافظ، «قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند، بس خجالت از این حاصل اوقات»

 

ترانه سرا و خواننده برجسته موسیقی مردمی ایران، آقای فرامرز اصلانی از جمله هنرمندانی بود که از کالیفرنیا به این جمع پیوست و صدایش خاطره های چندنسل را زنده کرد

 

هنرمند نقاش، آقای سهیل توکلی، تمام روز مشغول ساختن پرده ای بود که سازمان ملل و این تجمع را و همه وقایع روز را در آن جمع کرده بود.

میزبان دیگر جمع، کارشناس حقوق بشر و مدافع حقوق زنان، خانم دکتر مهر انگیز کار، بخشی از سخنان خود را به تشریح قوانین تبعیض آمیزی اختصاص داد که برای نیمی از جامعه تبعیض قائل می شوند.

 

دکتر مهر انگیز کار (در سخنرانی): مردم ایران یک انرژی در برابر جهانیان قرار دادند به بهانه این جنبش و به بهانه احترام به نتایج انتخابات ریاست جمهوری که برای همه مردم جهان تازگی دارد.

 

در چادری در کنار پارک، طوماری پهن بود که حاضران آن را امضا می کردند. هدف این بود که با نمایش هزاران امضا به مقامات سازمان ملل، استقبال گسترده از این اهداف مراسم نمایش داده شود. در متن طومار، خواسته های اصلی، از جمله آزادی زندانیان واعزام هیاتی از سوی سازمان ملل به ایران درخواست شده بود.

 

دکتر حمید دباشی، استاد دانشگاه کلمبیا، هدف از گردهمائی را برای حاضران تشریح کرد.

 

حمید دباشی حمید دباشی (در سخنرانی): و ماده 27 همین قانون اساسی که نسل من با کمال شرمندگی دست این نسل داده، به این جوانان حق می دهد که برای تظاهرات مسالمت آمیز شرکت کنند به شرط آنکه خشونت نباشد و ضد اسلام نباشد یعنی نمی گوید ضد جمهوری اسلامی نباشد، می گوید ضد اسلام نباشد. شعار این تظاهرات هم بوده الله اکبر. هدف اصلی گردهمائی ما در این مجلس، جلب توجه جهانیان به وضع خواهرو برادرانمان در سیاه چالهای جمهوری اسلامی است، و آزادی بدون قید و شرط هر زندانی سیاسی از هر فرقه و از هر مسلک و از هر اقلیت سیاسی و قومی.

 

صدها ایرانی دلمشغول وطن در کنار دیگر، با دم گرفتن و خواندن ترانه های ملی به محوطه مقابل سازمان ملل در نیویورک، حس و حال ایران را به وسط نیویورک منتقل کردند و رفتند تا فردا و فرداها باز آیند.

 

***

 

روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی که امروز صبح منتشر کرد، حضور ایرانیان مهاجر از گروه های مختلف در مراسم دیروز را در لیدخبر آورده بود، با اسم بردن از آقای گنجی و خانم گوگوش در کنار هم قرار داد، و یادآور شد که نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی در سازمان ملل از هر گونه اظهارنظری در باره این برنامه که هدف از آن ایجاد آگاهی بین المللی در باره زندانیان سیاسی در ایران بود، امتناع کرد. واشنگتن تی وی، در گزارش خودش از خانم گوگوش به نام اصلی اش، فائقه اتشین یاد کرد و نوشت موقع سخنرانی خانم گوگوش تعداد حاضران حدود 300 نفر بود.

 

از جمله حاضران دیگر در مراسم، مهدی سحرخیز، پسر عیسی سحرخیز، روزنامه نگار اصلاح طلب بود که به واشنگتن پست گفت از ایران و ایرانی احساس غرور می کند. پایگاه اینترنتی لیبرال هافتیگنتون پست، در گزارش خودش به حضور ایرانی ها از جاهای مختلف از جمله از سوئیس یاد کرد و یادآور شد که این مردم از همه جای دنیا آمده بودند تا سازمان ملل را وادار کنند که به تظلم ایرانیان توجه کند اما بت وا شارما، نویسنده هافینگتن پست می پرسد آیا سازمان ملل گوشش بدهکار هست؟ و خودش جواب می دهد که تاکنون سازمان ملل در احترام به حاکمیت ایران، از مداخله در امور داخلی این کشور امتناع ورزیده است هر چند که یکی از شرکت کنندگان در مراسم دیروز گفت دولت ایران به بیانیه محکومیت از سازمان ملل هم توجه نخواهد کرد.

 

سی بی اس نیوز در گزارشی در سایت سی بی اس به نقل از آقای دباشی می نویسد حکومت ایران به بحران مشروعیت دچار است و سرانجام رادیوی غیرانتفاعی نیویورک که میلیونها نفر در نیویورک و اطراف به آن گوش می کنند، مصاحبه ای پخش کرد با خانم نهضت فرنودی، یک روانپزشک ایرانی که از جنوب کالیفرنیا به نیویورک آمده بود که مثل دیگر شرکت کنندگان در این مراسم، خواهان آزادی زندانیان سیاسی شد.

 

جراید دیگر نیویورک هم هرکدام عکسهای رنگی و گزارش هائی از این مراسم منتشر کردند و خانم کار که از جلوی سازمان ملل برای مصاحبه به استودیوی ما آمده بود، گفت آنجا همین حالا هم پر از خبرنگار و فیلمبردار است.

 

در پایان می خواستم اشاره کنم که روز شنبه در برنامه گسترده ای که در 50 شهر دنیا بر پا می شود عده خیلی زیادی شرکت خواهند کرد در شهرهای مختلف.  نکته دیگر اینکه عده خیلی زیادی در نیویورک مانده بودند بدون جا، چون با اتوبوس آمده بودند و پول نداشتند هتل بروند و برای آنها در کلیسا ها و خانه مردم دیگر دنبال جا می گشتند.

ویدیو و دنباله مقاله...

July 22, 2009

Iran Election in Media – 17

بازتاب بحران ایران در رسانه ها  - 17  - نگاه جراید منطقه

 

UN_Dabashiدر ادامه تم «جهان دارد نگاه می کند» در پایان برنامه امروز سری می زنیم به جلوی سازمان ملل برای دیداری با اکبر گنجی، دکتر رضا براهنی، حسن صدری و دکتر بنوعزیزی، استاد دانشگاه باستن و جمعی دیگر که برای اعتصاب غذای سه روزه گرد آمده اند، و چند کارتن و فیلم نشان می دهیم در باره آزادی و مقاومت، و مروری داریم بر مقالات چند کارشناس ایران از جراید منطقه، از جمله مقالاتی از نویسندگان و جراید ابوظبی، ترکیه و کردستان عراق.

 

کامبیز حسینی: و می رسیم به گزارش بهنام ناطقی، همکار شباهنگ در نیویورک، که امروز هم مانند چند روز اخیر، نگاه به رویدادهای ایران در رسانه های غرب را ادامه می دهد، به دنبال همان تم هر روزی ی «جهان دارد نگاه می کند» -- (رو به بهنام) ولی مثل اینکه امروز ایرانیان در نیویورک هم خبر ساز شده اند.

 

بهنام ناطقی: امروز نیویورک میزبان صدها ایرانی و هوادار دمکراسی است که از شهرهای مختلف آمریکا و کانادا و حتی از اروپا آمده اند برای اعلام همبستگی با مردم ایران و همدردی با داغ دیدگان و بستگان قربانیان سرکوب خونین معترضان به نتیجه انتخابات در ایران.

فراخوان اکبر گنجی، روزنامه نگار سابق و فعال سیاسی برای اعتصاب غذای سه روزه جلوی سازمان ملل بازتاب گسترده ای پیدا کرد وقتی هنرمندان قدیمی و چهره های سرشناس هالیوود و همچنین اساتید و نویسندگان عمده آمریکا از جناح های مختلف با آن اعلام همبستگی کردند و باید گفت برای اولین بار است که گروه های مختلف ایرانیان را کنار هم می بینیم در یک مبارزه با یک هدف... صبح آنجا بودم و گزارشی تهیه کردم که چند دقیقه بعد پخش خواهیم کرد.

 

آزادی از برونو بوزتو

اما در شروع برنامه برای اینکه امید داده باشیم به آنها که در تلاش هستند، یک ویدیو قدیمی هست از هنرمند ایتالیائی برونو بوزتو Bozzetto فیلمساز نقاشی متحرک ایتالیائی که الان باید هفتاد سالش باشد و از دهه 1970 فعال است و معروف است به خاطر طنز سیاسی و اجتماعی اش – این ویدیو نشان می دهد که آزادی، همان طور که مردم ایران این روزها دارند تجربه می کنند، چیزی نیست که دودستی به آدم تقدیم کنند، بلکه حقی است که باید گرفت.

 

کامبیز حسینی: جالب است که این روزها فیلمی که پنجاه سال پیش ساخته شده، یک باره معنی عمیق تری پیدا می کند. اما بهنام! از تحلیلگران چی خوانده ای امروز؟

 

گنجیبهنام ناطقی: ولی در میان گزارش های امروز، به مطلبی برخوردم از خبرگزاری رویترز که شاید جالب باشد – در لندن از کارشناسان یک موسسه تجزیه وتحلیل اقتصادی و مالی به نام Exclusive Analysis یا تجزیه و تحلیل اختصاصی که کارش تخمین خطرات سرمایه گذاری در کشورهای جهان است، راجع به تاثیر ناآرامی اخیر در ایران بر سرمایه گذاری و کاروکسب سئوال کرده اند. این موسسه در پاسخ به رویترز می نویسد کشورهای فرانسه و بریتانیا که از سوی نظام ایران به مداخله متهم شدند، بیشتر لطمه را دیدند به خصوص که کارکنان سفارتخانه های هر دو کشور هم در ایران دست کم برای مدت کوتاهی دستگیر شدند اما شرکای اصلی بازرگانی ایران در اروپا، یعنی ایتالیا و آلمان، دردسر کمی داشته اند. کارشناسان لندنی معتقدند که حوادث اخیر تاثیر درازمدتی بر فضای بازرگانی و اقتصاد ایران و اروپا ندارد و حکومت ایران موفق است که بلندپروازی های اقتصادی خود را از ملاحظات اقتصادی سوا کند، ولی چون زیر فشار آمریکا، شرکتهای فعال در صنایع نفت و انرژی در اروپا در فعالیت های خود در ایران به وقفه دچار شده اند، چشم انداز گرایش حکومت ایران به شرکتهای چینی و شرکتهای نفتی داخلی، وجود دارد.

 

کامبیز حسینی: خوب، این از اقتصاد، که کمتر موضوع بحث بود. اما از نظر سیاسی به چه تحلیلهائی بر می خوریم؟

بهنام ناطقی: چون می دانم بیشتر رسانه ها مطالب خبرگزاری ها و روزنامه های عمده را پوشش می دهند، امروز می خواهم به تحلیل هائی اشاره کنم که شاید کمتر به آنها بر بخوریم.

 

Arif Keskin - عارف کسکین مثلا در روزنامه زمان ترکیه، امروز مصاحبه ای چاپ کرده با کارشناسی به نام عارف کسکین Keskin از مرکز تجزیه و تحلیل روابط بین المللی و استراتژیک ترکیه Turksam که معتقد است خیزش سبز، مقدمه انقلابی برانداز در ایران نیست، بلکه علامت تازگی و طراوت و اصلاحات است.

 

این تحلیلگر ترک معتقد است که تحولات در ایران ناشی از اختلاف نظر شخصی میان مقامات نیست بلکه نشان دهنده تمایل به یافتن رابطه ای تازه بین حکومت و جامعه است و اختلاف میان احمدی نژاد و موسوی از دید این مفسر، آینه اختلاف گسترده ای است میان گروه های اجتماعی و سیاسی در کشور، و گفته که تحولات در جامعه و دولت باید جداگانه بررسی شوند برای اینکه هر چند بر هم تاثیر می گذارند اما از هم مستقل هستند. تشریح کرده سه دسته ای که در جناح راست قرار دارند، ولی جالب است که گفته تبریک ترکیه به احمدی نژاد حتی قبل از تائید شدن انتخاب او توسط شورای نگهبان برای مردم ایران شگفت زده کرده بود و دولت ترکیه را سرزنش کرده به خاطر این عجله در تبریک، و گفته سرمایه گذاری خوبی نبود...

 

کامبیز حسینی: علاوه بر روزنامه ها و جراید حرفه ای، خیلی وب سایت موسسات تحقیقاتی است که مقالات جدیدی در باره رویدادهای ایران چاپ می کنند.

 

گزارش تلویزیونی بهنام ناطقی

بهنام ناطقی: در وب سایت «رای مخالف» Dissent Vote به مقاله ای بر می خوریم از جرمی هاموند که سردبیر نشریه چپگرای Foreign Policy Journal است که معتقد است سناریوئی از پیش طرح شده از سوی جناح مخالف در جریان بود که بعد از انتخابات آقای احمدی نژاد را به تقلب متهم کنند و بگویند که برای این تقلب از یک مرجع تقلید شیعه فتوا هم گرفته بوده... آقای جرمی هاموند تحقیق کرده در باره ریشه این خبرها، و آنها را به سایت تهران بورو و خبرنگار و ستون نویس مطبوعات آمریکا خانم گلنوش نیکنژاد و همکاران او در این سایت در آمریکا و ایران نسبت می دهد، و می نویسد مطالب غیرقابل تائید و تائید ناپذیر زیادی در این باره منتشر شده است که مورد استناد نشریات برجسته جهان هم قرار گرفته است ولی به زعم این منتقد چپگرای جنبش سبز، موثق نبوده اند.

 

کامبیز حسینی: ولی بهنام، همانطور که تو اشاره کردی، تحلیلهای متفاوتی می شود در نشریات تخصصی پیدا کرد که از کلیشه ها شاید فراتر می رود.

 

بهنام ناطقی: درسته، و یک مثال آن، بحث در باره ماهیت اجتماعی یا خاستگاه مردمی خیزش کنونی اعتراض به نتیجه انتخابات است که به صورت بحران مشروعیت برای نظام در آمده. دیروز در مقاله ریس الریش، دیدیم که خبرنگاری که روزهای انتخابات را در ایران گذرانده، نظر چپ های آمریکا، به خصوص همین جرمی هاموند و نظائر او را که می گویند هواداران موسوی و اصلاحات از قشرهای تحصیلکرده و مرفه جامعه هستند را رد می کند.

 

حمید دباشی خبرنگار آمریکائی ریس ارلریچ نوشته بود به خصوص در روز بعد از انتخابات در تظاهرات چندمیلیونی در تهران خودش شاهد بود که از همه طبقات و گروه ها از آدمهای مذهبی گرفته تا چهره های کاملا غربی ماب در کنار هم راهپیمائی می کردند، اما این نظر را یک عده در آمریکا قبول ندارند. از جمله، همانطور که دیروز اشاره کردم، مجله نیوزویک، که درست قبل از انتخابات یک شماره اختصاص داده بود به ایران تحت این عنوان که تصور مردم آمریکا در باره حکومت ایران غلط است، بعد از تقلب انتخابات، مثل کاخ سفید که می خواست با جمهوری اسلامی مذاکره کند، یک کم دستپاچه شد، و برای همین هفته پیش به این بسنده کرده بود که خیزش اعتراض به انتخابات را به یک گروه تحصیلکرده محدود بداند، ولی در واقع از انعکاس تاثیر سخنان نماز جمعه آقای هاشمی رفسنجانی و فراخوان کودتای بعدش، توسط آقای خاتمی و حمایت روحانیون برجسته از خیزش مخالفت، بازماند.

 

در همین زمینه، تحلیل مفصل تری می خوانیم از نویسنده ای که خودش را رستم پورزال می خواند. یک تجزیه و تحلیلگر ایرانی که در سایت Foreign Policy In Focus که یک موسسه تحقیقاتی آنلاین است، با استناد به یک نظرسنجی بنیاد برادران راکفلر، که سه هفته قبل از انتخابات بیرون آمد، هواداران میرحسین موسوی را قشرهای تحصیلکرده و مرفه معرفی می کند و می نویسد با نفوذترین آنها، سرمایه دارانی هستند از طرح خصوصی سازی و کاستن از مقررات دست و پاگیر برای صنایع دفاع می کنند.

 

آقای پورزال در مقاله اش در فورین پالیسی این فوکوس، استدلال کرده است که برخلاف ظاهر، خیزش سبز در ایران حتی چپگرایانه هم نیست، بلکه برنامه مبارزه با فقر آن، یک برنامه دست راستی است، برای اینکه می خواهد سیاست های اقتصادی رانالد ریگن و مارگرت تچر را احیا کند که معتقد بودند برای کمک به فقرا باید کمک به فقرا را قطع کرد. یعنی برنامه های رفاهی دولت به قشرهای محروم را می خواستند محدود کنند -- که پولش صرف اشتغال زدائی بشود و برای آنها کار پیدا شود. او از مواضع آقای هاشمی رفسنجانی و حتی سخنان خود میرحسین موسوی نمونه آورده که نشان بدهد هدف اصلاح طلبان، اصلاحاتی از نوع رانالد ریگن و مارگرت تچر است. پورزال، با استناد به تحلیل هائی از کارشناس ایران معاصر، پروفسور ارواند ابراهامیان، استاد دانشگاه باروک نیویورک، می نویسد راز ماندگاری سی ساله نظام جمهوری اسلامی، نه زور بوده و نه اختناق، بلکه عرضه خدمات دولتی و یارانه ها بوده است، که حالا اصلاح طلبان قصد دارند برای راه انداختن اقتصاد بیمار ایران، آنها را محدود کنند.

 

کامبیز حسینی: مرسی از این تحلیل ها که می دانم خیلی داری و تمامی ندارد، ولی بپردازیم به برنامه های همبستگی این هفته. یعنی اعتصاب غذای جلوی نیویورک به فراخوان اکبر گنجی.

 

رضا براهنی و حسن زرهی بهنام ناطقی: همانطور که در خبر ها دیدی، از امروز صبح به وقت نیویورک جلوی مقر سازمان ملل، اعتصاب غذای سه روزه ای که آقای اکبر گنجی مبتکر آن بود، کار خود را شروع کرد و از صبح ساعت هشت صدها نفر انجا گرد آمدند به طوریکه وقتی من رفتم حدود ساعت یازده که هنوز چیزی از شروع مراسم نگذشته بود، دست کم سیصد چهارصد نفر آنجا بودند و خبرنگاران رسانه های بین المللی و محلی نیویورک، مشغول مصاحبه با حاضران. شهرنوش پارسی پور، علی بنو عزیری، رضا فانی، مشایخی، نورالدین پیرموذن، مصطفی رخ صفت، نیره توحیدی، کاظم علمداری، و معصومه شفیعی، همسر آقای گنجی، و چند ساعت پیش، خانم گوگوش، خواننده برجسته، شهره آغداشلو، هوشنگ توزیع و هما سرشار، از لس آنجلس رسیدند و به این جمع پیوستند. شرین نشاط، شجاع آذری... از این مراسم گزارشی تهیه کردم و مصاحبه با آقای اکبر گنجی و چند تن از چهره های برجسته ادبی و مطبوعاتی که از راه دور، از باستن و از تورانتو به نیویورک آمده بودند به این مراسم... که این گزارش را باهم می بینیم.

 

اکبر گنجی (مصاحبه با صدای آمریکا): مسئله اصلی نفی رژیم جمهوری اسلامی که به شدت مردم را تحت سرکوب قرار داده. گلوله به جمعیت زده و تعداد زیادی از شهدا را به خانواده هاشان تحویل نمی دهد و عده زیادی دنبال فرزندانشان هستند که مفقود الاثر هستند و تخمین زده می شود که بیشتر از 160 الی 170 نفر در این وقایع کشته شده باشند. از سوی دیگر، ده ها تن و شاید صدها تن را بازداشت کردند که در زندانها هستند که ما روی همین پلاکاردی که اینجا تهیه کردیم بیش از 600 اسم را سعی کرده ایم شناسائی کنیم.اینها کسانی هستند که الان در زندان ها هستند. ما محکوم می کنیم تمام سرکوب هائی که رژیم جمهوری اسلامی می کند و خواهان ازادی کلیه زندانیان سیاسی - عقیدتی هستیم و این تحصن و این اعتصاب غذا درست شده برای تعقیب همین هدف.

 

علی بنوعزیزی استاد علی بنوعزیزی (دانشگاه باستن، در مصاحبه با صدای آمریکا): البته شرکت من در این مراسم برای نشان دادن احساس همبستگی است که می کنم با آنچه در ایران دارد صورت می گیرد و فوق العاده خوشحالم که الان در همه شهر آمریکا تجمعاتی نظیر این صورت خواهد گرفت ولی آیا این به خودی خود یا به تنهائی موجب این است که دولت رفتار خودش را عوض کند آن را شک دارم برای آن، آنچه که لازم می بینم فشارهای مستقیم دیگر از لحاظ دیپلماتیک وسیاسی و شاید هم اقتصادی به دولت ایران است.

دکتر رضا براهنی (استاد دانشگاه تورانتو): انگیزه برای حمایت از جوانهاست که این مبارزه خیلی خیلی جدی را دارند پیش می برند و امیدوارم که این مبارزه با مسالمت پیش برود و خونریزی اتقاق نیافتد و در تاریخ ایران این خونریزی و کشتن جوانها از بین برود و مردم به دمکراسی و آزادی برسند.

 

حسن زرهی (سردبیر شهروند، چاپ تورانتو): فکر می کنم با کشته شدن سهراب نسل از پا افتاده پیر و ناتوان در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و انسانی، دارد جوان کشی می کند که بتواند سر کار بماند و خوشبختانه ایرانی ها در سراسر دنیا با توان قابل ستایش ایستاده اند تا یکبار دیگر به پیران ناتوان در امر مملکت نه بگویند.

 

دکتر حمید دباشی (استاد دانشگاه کلمبیا): دلیل تجمع ما در مقابل سازمان ملل متحد این است که مسائل ایران را به انظار عمومی بیاوریم و به جهانیان برسانیم ما مسائل ایران را بدولت به خصوصی مثل آمریکا یا اروپا نمی بریم بلکه به گوش مردم جهان می خواهیم برسانیم و مایل هستیم نهضت آزادی خواهی مردم ایران را به نهضت حقوق مدنی و آزادی خواهی همه مردم جهان پیوند بدهیم.

 

کامبیز حسینی: حالا اعتصاب غذای سه روزه در نیویورک مقدمه جنبش گسترده تری است در شهرهای دنیا...

 

بهنام ناطقی: دیروز هم در باره اتحاد برای ایران صحبت کردیم که جنبشی است که با کمک ایرانیان مقیم خارج و هنرمندان و صدها داوطلب در شهرهای مختلف دنیا دارد شکل می گیرد. در سنفرانسیسکو طی مراسمی که پیش بینی می شود هزاران شرکت کننده داشته باشد، مجسمه نیم تنه ای از ندا آقا سلطان، سبمول مقاومت در ایران، در مرکز شهر نصب خواهد شد و سخنرانان برجسته ای از همه دنیا جمع خواهند شد روز شنبه، ولی مراسم روز شنبه در شهرهای دیگر دنیا هم هست، از لندن و پاریس گرفته تا لس انجلس و نیویورک.

 

ویدیو و دنباله مقاله...

July 21, 2009

Iran Election in Media – 16

حکومت خنده دار و تحلیل گمراه چپ  – بازتاب بحران ایران در رسانه ها – 16

 

blood_fireراجر کوئن ستون نویس نیویورک تایمز و مارتین ایمیس، داستان نویس بریتانیائی و نویسنده گاردین، در مصیبت پیامد انتخابات در ایران، جنبه های مضحکی می بینند. حمید دباشی  و ریس الریش در مقاله هائی از نویسندگان تندروی چپ در نشریات تخصصی آمریکا و عرب انتقاد می کنند که خیزش اعتراض به نتیجه انتخابات در ایران را به شیطنت های «سیا» و بازگشت امپریالیسم مربوط کرده اند. دو  فیلم در باره «اتحاد جهانی برای ایران»  از جمله کاری از دی جی اسپوکی  با صدای سوسن دیهیم در این گزارش گنجانده شده است به اضافه کارتون هائی درباره نوکیا.

 

کامبیز حسینی: و می رسیم به گزارش امشب بهنام ناطقی، همکار شباهنگ در نیویورک که با نزدیک شدن روزه سیاسی در مقابل سازمان ملل و همچنین روز همبستگی جهانی با خیزش اعتراض رای دهندگان ایرانی به نتیجه انتخابات، باز هم آن را اختصاص داده است به بررسی بازتاب بحران در رسانه ها، با تم «جهان دارد نگاه می کند.»

 

(رو به بهنام) جنب و جوش زیادی می بینیم در میان ایرانی ها به خاطر نزدیک شدن سی ام تیر.

 

بهنام ناطقی: این هم سالگرد دیگری است و بهانه تازه ای است برای اطلاعرسانی و نشان دادن تداوم مخالفت -- به خصوص که همراه شده در خارج از کشور با برنامه های متعدد و ابتکاری ابراز همبستگی.

 

اما در میان مقالاتی که اخیرا در باره ایران در آمده، چند تن از نویسندگان برجسته، در پدیده های مصیبت بار و تلخ، جنبه های مضحکی پیدا کرده اند.

 

از جمله، باید به مقاله امروز ستون نویس نیویورک تایمز و هرالد تریبون اشاره کنم، راجر کوئن، که به تازگی از ایران برگشته که نوشته مضحک بودن وقایع بعد از انتخابات علیرغم مرگ و مصیبت، غیرقابل انکار است. از جمله برای این نویسنده مضحک بود که رهبر جمهوری اسلامی عجولانه انتخابات را وهی الهی دانست، بعد به شورای نگهبان دستور داد رسیدگی کنند، و بعد هم نتیجه رسیدگی را قبل از پایان آن، خودش به شورای نگهبان اطلاع داد --

 

Roger_Cohen_promo_photoراجر کوئن می نویسد شاید مهم ترین نکته در سخنان آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه این بود که کاری نکنیم که در دنیا به ما بخندند. کوئن تضادهای روزهای اخیر را مضحک می داند، از جمله دعوت از صدها خبرنگار و بعد اخراج آنها، صحبت از اخلاق و دمکراسی دینی و بعد چماق زدن زنها و دخترها را در خیابانها و نظائر آن را خنده دار می داند ولی می نویسد برای مردم ایران که از تاریخ خود مغرور هستند، این دوران یک پیش پرده ننگین است که بهای آن را آیت الله علی خامنه ای با از دست دادن قدرت بی چون و چرای خود می پردازد.

 

martin_amis مارتین ایمیس، رمان نویس برجسته انگلیسی هم در سری مقاله هائی که در باره ایران برای روزنامه گاردین چاپ لندن  به مضحک بودن اوضاع اشاره می کند و و می نویسد خیلی از رفتارهای نظام ایران  خنده دار است.

 

ایمیس در این مقاله تشریح می کند که اصول چهارگانه این انقلاب به تمامی کذب هستند، از جمله، انقلاب در آغاز اسلامی نبود، جنگ ایران و عراق تحمیلی نبود، آیت الله خمینی مرد چندان بزرگی نبود بلکه هیولائی بین المللی بود و از همه مهم تر، ضد آمریکائی گری این انقلاب را هم اظهارات رئیس جمهوری امریکا برک اوباما، پایان بخشیده و آنچه مانده، شهری است که در آن تاکسی رانها برای روحانیون توقف نمی کنند و نظام در دریای نامشروعی خود دارد غرق می شود.

 

***

 

ولی باید گفت تظاهرات اعتراض آمیز، که حالا زیر چماق و ساچمه، از خیابانها تا حدود زیادی بیرون رفته، در رسانه ها تداوم پیدا می کند، به خصوص در ویدیوها، ترانه ها، و در کاریکاتورها...

Cartoon_1_sec_to_green

مثل این کاریکاتور هنرمندانه که می بینی درست یک ثانیه قبل از روشن شدن چراغ سبز، چماقدار نیروی زیرشورش چماق را فرود می آورد... مثل اعلام نتایج انتخابات...

cartoon_election_mask

یا این یکی، که تفسیری است بر انتخاباتی که به صورت نقابی عمل کرد برای حکومتی در باطن، نظامی...

poster_hiva_sharafi_blood_1

یا این طرح از هیوا شرفی که یادآوری می کند خون به پا خواهد شد، با اشاره به اسم آن فیلم معروف...

cartoon_Mana_Neyestani

یا این طرح، از هنرمند برجسته مانا نیستانی که چند دفعه دیگر هم کارش را اینجا نشان دادیم -- این جا می بینی که چکمه های نظامی برپای خرگوش تندرو و مغرور سنگینی می کند و لاک پشت سبز از او پیشی می گیرد.

 

کامبیز حسینی: امروز زود کاریکاتورها را نشان دادی...قبل از اینکه چیزی بگوئیم.

 

بهنام ناطقی: طرحهای قشنگی است ترسیدم جا بماند اگر به آنها نپردازیم...

 

کامبیز حسینی: ولی بهنام! این هفته نگاه ها متوجه خارج از کشور هم هست و همبستگی جهانی، که مردم داخل را دلگرم می کند.

 

بهنام ناطقی: بارها گفته شده و باز هم می گوئیم که استقبالی که از فراخوان اکبر گنجی شد برای سه روز اعتصاب غذا، یا روزه سیاسی در نیویورک، خارق العاده است، از این نظر که برای اولین بار، مرزهای میان مهاجران و انصار را از بین برد و تبعیدی های انقلاب اسلامی سی سال پیش را با تبعیدی های اصلاحات هفت هشت سال اخیر در یک جبهه قرارداد -- همراه با هنرمندان برجسته آمریکا، از دختر رابرت ردفورد گرفته تا شان پن و متفکرانی مثل نوم چامسکی، هنرمندان ایرانی از لس آنجلس می آیند و اساتید دانشگاهها از همه ایالت ها و فعالان حقوق بشر، نویسندگان و هنرمندان برجسته، از جمله گوگوش، و نامزد جوایز اسکار وامی، خانم شهره آغداشلو سخنرانی خواهند کرد.

 

بلافاصله بعد از آن، روز شنبه 25 ژوئیه هم روز همبستگی سراسری است با معترضین ایران در پنجاه شهر دنیا، از جمله نیویورک، لس آنجلس -- در سنفرانسیسکو این تظاهرات به یک گردهمائی در مقابل شهرداری تبدیل شده که برگزارکنندگان پیش بینی می کنند دست کم 10 هزار نفر در آن شرکت کنند، به خصوص که با کنسرت موسیقی هم همراه است. فیلمی که می بینی تبلیغ این مراسم است که در تلویزیون های محلی سنفرانسیسکو پخش می شود.

 

کامبیز حسینی: مقاله های زیادی به خصوص در نشریات تخصصی غرب منتشر می شود در باره ایران که نشان می دهد متفکران اینجا چه تلاشی می کنند برای اینکه با ربط دادن این خیزش به جریان های آشنای تاریخی، آن را تجزیه و تحلیل کنند.

 

charlayne_Hunter_Gualt بهنام ناطقی: درسته، هر کس از ظن خود شد یار من.. از این اختلاف نظرها شاید ما بتوانیم درس هائی در باره ایران بگیریم. در آمریکا بعد از آنکه پرزیدنت اوباما در اشاره به خیزش ایران از جنبش حقوق مدنی مارتین لوتر کینک و راهپیمائی مشهورش به واشنگتن یاد کرد، خیلی ها، با آن ادبیات، که برای خودشان آشناتر است، به تفسیر آن پرداخته اند.

 

خانم شارلین هانتر گولت، مفسر سیاسی و رئیس دفتر سی ان ان در آفریقای جنوبی، که چندین مستند در باره مبارزات سیاهان آمریکا ساخته، در مقاله ای بعد از تشبیه ندا آقا سلطان به زنان و دخترانی که در جریان مبارزه حقوق مدنی قربانی شدند، می نویسد امیدوارم که مبارزان در ایران درس مهاتما گاندی و مارتین لوترکینگ را فراموش نکنند که همیشه و در هر حال باید از خشونت پرهیز کرد و بعد ترانه مشهور راهپیمائی صدها هزار نفر از جنوب آمریکا به واشنگتن را یادآوری کرده که می خواندند هیچکس نمی تواند مرا از این راه بازگرداند.

 

کامبیز حسینی: ولی موضوع جناح چپ و راست که اشاره کردی چی بود؟

 

بهنام ناطقی: بعضی متفکران تندرو در جناح چپ آمریکا، که در باره ایران هم زیاد نمی دانند، در همدردی با هوگو چاوز و آقای احمدی نژاد، می کوشند که اصلاح طلبان و معترضان به نتیجه انتخابات در ایران را بخشی بدانند از آنچه تلاش امپریالیسم غرب برای تسلط مجدد به ایران می دانند.

 

در واکنش به مقالات متعدد چپگرایان آمریکائی و عرب در نشریات تخصصی، حمید دباشی، استاد فرهنگ خاورمیانه در دانشگاه کلمبیا، درمقاله تحقیقی و مفصلی در هفتگی الاهرام می نویسد، این نظرها را گردآوری کرده برای اینکه یکجا مورد انتقاد قرار دهد. آقای دباشی می نویسد چپگرایانی که چنین استدلال کرده اند، آگاهی از جزم ایرانیان برای مبارزه با ظلم داخلی ندارند و برای توجیه بحران به کلیشه های پوسیده ادبیات چپگرایانه متوسل شده اند که همه چیز را از دریچه مبارزه ضد امپریالیستی خود می بیند.

 

ریس ارلیش، Erlich روزنامه نگار سرشناس آمریکائی هم که ماه گذشته از ایران گزارش می داد و کتابش The Iran Agenda مورد استناد بعضی از همین نویسندگان جناح چپ آمریکا قرار گرفته، می نویسد یک گروه کوچک اما پرسروصدا در نشریات چپ، مثل The Monthly Review و Foreign Policy Journal و بعضی مفسران مثل افسر سابق جیمز پتراس، با مثال آوردن از مداخله های CIA در کشورهای دیگر، تلویحا می خواهند خیزش عظیم در ایران را به بازی های سازمان «سیا» مربوط کنند یعنی در واقع حرف سخنگویان رسمی و ولایت فقیه را تکرار می کنند. ارلیش می نویسد کثرث طبقاتی تظاهرات اخیر که سریع و بلافاصله برخاست، حتی از کنترل رهبران اصلاح طلب در داخل ایران هم خارج بود چه برسد به کنترل سازمان سیا.

 

او نوشته است برای اعتراض به حکومتی که کارگران، زنان و اقلیت های قومی و اکثریت جامعه ایران را سی سال به اختناق دچار کرده، و بعد هم در انتخابات به تقلب اشکار متوسل شده، (که ارلیش در مقاله اش به جزئیات آن اشاره کرده) تظاهرکنندگان به تحریک سازمان CIA نیاز نداشتند.

 

و در طرحها و جرقه های هنری شاهد ابراز همین خشم خودجوش هستیم که به الهام از خارج نیاز ندارد. از جمله یک نمونه از مبارزه در داخل کشور را در برخورد با شرکت تلفن سازی نوکیا زیمنسی می بینیم که نه به چپ مربوط است و نه به راست. در میان خبرهای مردمی، که بازتاب گسترده پیدا کرد،

 

cartoon_Nokia_parents_in_jail

همکاری شرکت نوکیا است با سازمانهای امنیتی جمهوری اسلامی برای استفاده از سیگنال های تلفن همراه برای شناسائی کاربران یا قطع ارتباط آنها با همدیگر، چه از طریق قطع تلفن و پیامک مناطق شلوغ، یا از طریق بازداشت و حبس که خانواده ها را از هم جدا می کند، چنانکه در این طرح می بینی...

cartoon_Nokia_shame

که عکس پیام آگهی های این شرکت است که مدعی است برای وصل کردن آمده است...

cartoon_Nokia_shame2

که می بینی در این طرح ها چطور شعار تبلیغاتی آن، به زبان تصویر وارونه شده است.

 

کامبیز حسینی: رسم شده در ایران به خبرچین می گویند نوکیا. ..

 

بهنام ناطقی: در سایت های ایرانی به نقل از فروشندگان تلفن همراه در تهران می خوانیم که فروش گوشی های نوکیا به خاطر تحریم معترضان، بین ده درصد تا حتی 50 درصد در بعضی مغازه ها، افت کرده که بخشی ازآن هم به خاطر کسادی بازار اقتصاد کشور است... ولی شرکت معظم نوکیا زیمنس، به گزارش واشنگتن تایمز، به خاطر همکاری اش با حکومت ایران در خطر ضرر بزرگتری است از افت فروش در ایران... و آن از دست دادن قرارداد ساخت واگنهای راه آهن شهری لس آنجلس است قراردادی به ارزش 300 میلیون دلار

بازگردیم به مطلب آغاز برنامه و برنامه همبستگی با ایرانیان در سراسر دنیا... با همکاری صدها داوطلب در سراسر دنیا، در بیشتر از 50 شهر روز شنبه برنامه همبستگی با مبارزان در ایران به صورت راهپیمائی، گردهمائی، کنسرت و سمینار برپا می شود و از جمله فعالان در این برنامه ها، موسیقدان و نقاش و نظریه پرداز جنبش موسیقی امبینت ambient  یا تریپ هاپ trip hop  در آمریکا، پال میلر Paul Miller مشهور به دی جی اسپوکی DJ Spooky برای روز همبستگی جهانی 25 ژوئیه فیلم جالبی درست کرده با استفاده از صدای خواننده و آهنگساز موسیقی پیشتاز، خانم سوسن دیهیم که جالب است برای پایان برنامه امروز آن را پخش کنیم.

ویدیو و دنباله مقاله...

July 20, 2009

Iran Election in Media - 15

خیزش سبز - بازتاب بحران ایران در رسانه ها – 15

 

0720-09-w-parisa در این برنامه، ابتدا نگاهی داریم به بازتاب سخنان روز جمعه آقای هاشمی رفسنجانی در باره بحران اعتماد و مظلومیت معترضین زندانی و لزوم دستگیری از بازماندگان کشته شدگان و پیامد آن، فراخوان رفراندوم محمد خاتمی، که به گفته ناظران در غرب، به خیزش اعتراض نیروی تازه داد. در ادامه برنامه، تفسیرهائی می خوانیم از نویسندگان در نشریات هندوستان، ابوظبی، و همچنین وب سایت های تخصصی، از جمله مقاله ای از کارشناس آمریکائی سیاست و فرهنگ ایران، ویلیام بیمن که استدلال می کند پیروزی خیزش سبز به کاسته شدن نقش یا حذف کامل مقام ولایت فقیه از قانون اساسی خواهد انجامید.

پریسا : ... و می رسیم به گزارش بهنام ناطقی، همکار شباهنگ در نیویورک، که امشب هم آن را اختصاص داده است به بازتاب رویدادهای ایران در رسانه ها... با همان  تم آشنای «جهان دارد نگاه می کند.» (خطاب به بهنام) بهنام!  در هفته ای که گذشت، هر چند تظاهرات خیابانی به صورتی که بعد از انتخابات شاهد آن بودیم فروکش کرد، اما ظاهرا چالش انتخابات به شکل دیگری ادامه پیدا کرد.

 

گزارش تلویزیونی بهنام ناطقی با پریسا

بهنام ناطقی: تظاهرات گسترده به صورتی که در روزهای بعد از انتخابات دیدیم، البته فروکش کرده. به آمار رسمی 20 نفر و به آمارهای غیررسمی شمار بیشتری از معترضین در آن کشته شدند. هزینه  تغییر در دمکراسی چند ساعتی است که در صف رای دهندگان می ایستی و از زندگی باز می مانی، ولی جلوی باتوم و گلوله داغ سربی و ضربات بی امان، حکومت های اقتدارگرا هزینه تغییر را برای شهروندان به طرز غیرممکنی بالا می برند.

 

ولی این طور که ناظران در غرب و در داخل ایران هم می گویند، خیزشی که در پیامد انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد، ظاهرا سر باز ایستادن ندارد، و به گفته مفسران، با سخنان روز جمعه آقای هاشمی رفسنجانی در باره بحران اعتماد و مظلومیت معترضین زندانی، و در پیامد آن، اوضاع عوض شده و همانطور که در این کار از  نیک آهنگ کوثر می بینی، آقای هاشمی هم جامه دیگری بر قامت خود امتحان می کند، عبائی سبز رنگ... بیانات آقای هاشمی، که روزنامه ها او را از ارکان نظام معرفی می کنند، با  فراخوان رفراندوم برای برون از بن بست، از سوی حجت الاسلام محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق و از حامیان میرحسین موسوی، نیروی تازه ای پیدا کرده...


آقای خاتمی که روی صورتش از لبخند همیشگی خبری نبود، دیروز در جمع cartoon_nikahangبستگان قربانیان و زندانیان خیزش اخیر، واژه ای را به کار برد  که در طول هشت سال ریاست جمهوری اش، هرگز بر زبان نیاورد  -- یعنی رفراندوم --  که همان موقع هم  اگر یادت باشد، شعار دانشجویان و فعالان سیاسی بود.

 

اما قبل از اینکه حرفهای جدی تر این بخش را بزنیم، می خواهم به این ویدیوی بانمک نگاه کنی که در شبکه یوتیوب خیلی تماشاگر داشت، و نشانه عمیق شدن آگاهی در باره اوضاع ایران است در غرب، که می بینی حتی کودکان شیرخواره هم نسبت به اسامی مقامات جمهوری اسلامی حساسیت پیدا کرده اند.

 

پریسا : (می خندد): آدم فکر می کند این بچه دارد به چی می خندد؟

بهنام ناطقی: شاید طنز این ویدیو در تضادی باشد بین معصومیت آن بچه و عشق مهربانی ذوق زده آن مادر جوان وجود دارد با تصاویر سرکوب خونینی و تیراندازی بیرحمانه ای به جمعیت غیرمسلح که حالا تکرار آن اسم در ذهن تماشاگران زنده می کند. 

 

پریسا : تفسیرها و مقالات روزنامه های غرب که هفته پیش کمی فروکش کرده بود، بعد از نماز جمعه باز بالا گرفت. آیا پیام مشخصی در تفسیرها دیده می شود؟

 

بهنام ناطقی: رسانه های پرمخاطب همین تفسیرهای خبرگزاری ها را انعکاس می دهند که از یک طرف به استقبال گسترده از نماز جمعه اشاره دارند و از طرف دیگر، به چالشی که رهبر جمهوری اسلامی با آن روبروست از سوی سران دیگر نظام. پرخواننده ترین مطلب در باره ایران مقاله ای بود در ایندیا اکسپرس، روزنامه هندی، که در تفسیر امروز خود می نویسد هاشمی رفسنجانی با سخنان خود، توپ را مستقیما در زمین رهبر قرار داد.  نقطه ضعف یا کمداشت آقایان خامنه ای و احمدی نژاد این است که به نظر می رسد در را  از پیش به روی هر نوع سازشی بسته اند، ولی آقای رفسنجانی با سخنانش، لای در سازش را کمی گشود و بدون شک نقش محوری در سلسله مراتب سیاسی حکومت ایران برای خود کسب کرد. این تفسیر ایندیا اکسپرس، پرخواننده ترین مطلب گوگل نیوز در باره ایران بود
و مصداق آن هم این کاریکاتور است از الشرق الاوسط که روحانیون شیعه را مثل فرماندهان نظامی یا بازیکنان فوتبال،  در حال نقشه کشی برای استراتژی نشان می دهد.


cartoon_Asharq_Awssat ولی در یک نشریه دیگر در همان اطراف ایران، در نشریه نشنال چاپ ابوظبی، مقاله ای از ایان باراما   Buruma استاد دمکراسی و حقوق بشر و روزنامه نگاری دانشگاه بارد نیویورک را چاپ کرده که مثل خیلی دیگر از مفسرها، معتقد است که انتخابات و خیزش اعتراض پیامد آن، ثابت کرد که وقتی در انتخاباتی تقلب می شود، باید نتیجه آن را به چالش گرفت، حتی در نومیدکننده ترین شرایط،  چون این چالش کمک می کند به افشا شدن شکاف ها در قدرت دیکتاتوری. آقای باراما معتقد است که هر  چند آقای احمدی نژاد ریاست جمهوری را برنده شد، ولی نظام جمهوری اسلامی از این پیروزی، ضعیف تر شد و سرنوشت یک نظام نامشروع، محتوم است. این مفسرنوشته به مردم ایران که تحقیر زیادی را تاکنون متحمل شدند توهین است اگر اصلاح طلبان و تندروها را یک کاسه کنیم و نقابهای یک رژیم بدانیم. 

 

پریسا : ولی بهنام همانطور که اشاره کردی، آگاهی در جهان دارد ژرف تر می شود و اعلام همبستگی ها در سطوح مختلف جوامع گسترده می شود.

 

fashion_Guglielmo Mariotto_greenبهنام ناطقی: درسته، چند روز اخیر در شهرهای مختلف امریکا و اروپا، شاهد برگزاری راه پیمائی هائی بودیم در همبستگی با خیزش سبز در ایران که حمایت مردم محل و چهره های سرشناس هنر و سیاست، این تظاهرات را عمومی تر و برد آن را قوی تر کرده بود. مثل تظاهرات روز شنبه در واشنگتن که خود من دیدم  استقبال مردم آمریکا را که اگر در میان زنجیره سبز حاشیه میادین اصلی نبودند، وقتی از کنار آنها گذشتند با نشانه همبستگی بوق می زدند.

 

نمونه ابتکاری دیگری از این همبستگی را در نمایش مدی دیدیم  در میلان -- از مزون گاتیونی ایتالیا، که طرحهای کوتور یا تک دوزی های خود را برای پائیز 2009 و 2010 نشان می داد -  همه مانکن ها همانطور که در این عکس ها می بینی، به نشانه حمایت از خیزش سبز در ایران، مچ بند سبز بسته بودند. و در پایان نمایش هم طراح این مزون، هنرمند برجسته جولیالمو ماریوتی روی صحنه آمد با تی شرت سبز رنگی که شعار ندا زنده است روی آن نقش بسته بود به نشانه همبستگی، و به یاد ندا آقا سلطان، که تصویرش و اسمش به شمایل خیزش سبز تبدیل شده است و این هم تائید این حرف که مد در باره حق انتخاب است که ذاتا چیزی است سیاسی، به خصوص در چارچوب نظام ایران که نه تنها در انتخاب رئیس جمهوری بلکه برای مد لباس هم حکومت حق انتخاب برای مردم قائل نیست.

 

و صحبت از سبز شد، این فیلم کوتاه نقاشی متحرک از هنرمند گرافیک و تصویرگر 22 ساله مقیم فرانسه،  تامس باسوویچ Thomas Bosovic که این روزها در اینترنت دست به دست می شود، دیدنی است در باره اشاعه سبزی.

 

پریسا :  بهنام! تفسیرهای مطبوعاتی اغلب بازنویسی اخبار است ولی محققان و کارشناسان هستند که اوضاع را تشریح می کنند. از اینها به چی برخوردی؟

bosovic_video

یکی از محققان و ایرانشناسان برجسته آمریکا،  که ایران هم بوده سالها و فارسی را خیلی خوب صحبت می کند، ویلیام بیمن در مقاله اش امروز به تشریح  اختلاف نظری پرداخته است که به زعم او و خیلی دیگر از کارشناسان، در محور بحران کنونی قرار دارد، یعنی اختلاف بر سر نقش ولی فقیه در اداره حکومت و اساسا تئوری ولایت فقیه. بیمن نوشته اگر اصلاح طلبان در این جدال پیروز شوند، قانون اساسی جمهوری اسلامی بازنویسی می شود و نهاد ولایت فقیه یا به کلی حذف می شود یا از نفوذ و اقتدار آن کاسته خواهد شد. 

 

پروفسور ویلیام او بیمن، William O' Beemanاستاد سابق دانشگاه براون که الان رئیس رشته مردمشناسی در دانشگاه مینه سوتا است،  می نویسد میرحسین موسوی و هواداران او و خیلی از روحانیون برجسته از جمله ایت الله العظمی علی سیستانی در نجف، نظام حکومت را دمکراسی غیرمذهبی می دانند و نقش روحانیت را مشورتی و مراجعی که نتیجه انتخابات را محکوم کردند، به طور ضمنی مخالفت خود را با اصل ولایت فقیه آشکار ساختند.

 

William_Beeman2 بیمن، که چندین کتاب از جمله کتاب «شیطان بزرگ و ملایان مجنون» را اخیرا در آمریکا منتشر کرده،می نویسد این موضع موسوی و مراجع حامی او، نه فقط برای آیت الله خامنه ای و آقای احمدی نژاد، بلکه برای همه کسانی که قدرت شان به بقای این دو بستگی دارد، یعنی مثلا سران سپاه پاسداران و بسیج، تهدیدکننده است.

 

بیمن در تشریح این اختلاف، یادآور شده که هوادران آقای خامنه ای از جمله آیت الله مصباح یزدی، مرجع تقلید محمود احمدی نژاد، در حکومت اسلامی اساسا به رای مردم معتقد نیستند.

 

در خبرها هم دیدیم که آیت الله محمد یزدی گفته بود رای مردم مقبولیت می آورد، ولی مشروعیت از خداست، که اگر حرف او درست باشد، یعنی مشروعیت الهی بدون مقبولیت مردمی را بپذیریم، باید نتیجه گیری کنیم که خداوند در کنار جناحی از چند روحانیون شیعه صاحب قدرت در ایران،  در مقابل بندگان خود قرار گرفته است.

 

اما در حالیکه تفسیر آگاهانی مثل بیمن کمک می کند به درک اوضاع ایران، تفسیرهائی می خواهیم از خیلی اندیشمندان حرفه ای و روشنفکران آمریکائی که گاهی برداشتهای متضاد و نارسائی دارند که نشان می دهد علیرغم حسن نیت، در ارزیابی راه خطا می روند، اما قبل از آن به یک فیلم هنرمندانه برمی خوریم که در میان کارهای تکراری و مشابهی که این روزها می بینیم، ایده متقاوت و دیدنی ارائه   پیامش، پایمردی خیزش سبز است، و سمبول آن شمعی که خاموشی نمی پذیرد و هر بار با دست قوی تری روشن می شود. 

ویدیو و دنباله مقاله...

July 16, 2009

Iranian Art in New York

هنر ایران از درون و بیرون: نمایشگاه موزه چلسی نیویورک

 

کارهای پونه مغازه یک نمایشگاه بزرگ هنر معاصر ایران در موزه چلسی نیویورک از هفته گذشته افتتاح شد -- نمایشگاهی به نام «ایران از درون و بیرون» با 200 اثر از 56 هنرمند معاصر و پیشتاز ایرانی -- از عجایب روزگار این است که این نمایشگاه درست همزمان شده است با انتخابات جمهموری اسلامی و خیزش اعتراض به نتایج این انتخابات و پیامدهای آن. در حالیکمه این نمایشگاه که بیشتر از یک سال است که دست اندرکاران برای برگزاری آن فعالیت کرده اند، کاملا اتفاقی همزمان می شود با لحظه ای در تاریخ که همه نگاه ها متوجه ایران است و حوادث دردناکی که در ماه اخیر در آنجا روی داد.

 

به قول یک مطبوعاتی آمریکائی، کسانی که در تلویزیون شاهد خیزش جوانان ایران هستند، حالا می توانند در موزه چلسی، که در قلب محله گالری های معظم هنری در نیویورک قرار گرفته، شاهد نوع دیگری از خیزش جوانان ایران باشند، خیزش هنری... اما این نمایشگاه وجه های دیگری هم دارد که ابتکاری است، از جمله اینکه کار هنرمندان داخل کشور را گذاشته اند در کنار کار هم نسل های آنها در داخل ایران با قصد اینکه مقایسه ای بکنند از تحول هنرمندان برون مرزی و درون مرزی...

 

گزارش تلویزیونی بهنام ناطقی

در نمایشگاه موزه چلسی از هنر ایران، دویست وده اثر از 56 هنرمند از داخل و خارج ایران برگزیده شده – 35 هنرمند در داخل و 21 هنرمند از خارج... که تصویری از هنر پیشتاز ایرانیان در سراسر جهان را در محله هنری نیویورک، در کنار گالری هائی که آثار برجسته از هنرمندان دنیا را عرضه می کنند، قرار دهد.

 

کار هنرمندان در رسانه های مختلف کنار هم قرار گرفته اند. از چیدمان های وسیع امیر موبد که با سیب وموی انسان ترکیب های چشمگیری به وجود آورده، تا آثار عکاسی و چیدمان صادق تیرافکن، تا آثار ملهم از پاپ آرت فرهاد مشیری...

 

نمایشگاه موزه چلسی، در همسایگی گالری های بزرگ و معتبری است که آخرین کارهای هنرمندان برجسته آمریکا و جهان را برای فروش عرضه می کنند، آن هم در شهری که به عنوان یکی از مراکز عمده هنر جهان، بیش از 500 گالری دارد. سئوال این است که هنر معاصر ایران در مقایسه با هنر برگزیده از سراسر جهان، چه جایگاهی دارد.

 

ملک کیلان، منتقد وال استریت جورنال آقای ملک کیلان، منتقد هنری روزنامه وال استریت جورنال می گوید ظرف ده دقیقه بعد از ورود به این نمایشگاه متوجه شد که هنری که در اینجا هست، در والاترین سطح از نظر کیفیت هنری قرار دارد، نه تنها در محله چلسی، که مرکزی جهانی برای هنر است، بلکه در مقایسه با آثاری که او در سفرهایش در سراسر جهان دیده است، بعضی از این آثار واقعا در سطح جهان است.

 

بیشتر آثاری که در این نمایشگاه عرضه شده اند، چند روز قبل از انتخابات و خیزش اعتراض پیامد آن از ایران خارج شده اند و به خاطر نحوه انتخاب، آثار، تصویری گویا از دلمشغولی های هنرمندان در داخل و خارج از کشور به دست می دهند.

 

نیکزاد نجومی: برای من خیلی تعجب انگیز بود که نمایشگاهی ببینم از بچه های جوان ایرانی که با این قدرت با این شجاعت کار کرده اند... خیلی تعجب انگیز بود.

 

نیکزاد نجومی، هنرمند مقیم بروکلین، تابلوهای بزرگی می کشد با داستانهای طنزآمیز سیاسی و اجتماعی که جاذبه آنها در ابهام کار اوست. نیکزاد می گوید دیدن کار هنرمندان داخل ایران تصور او در باره هنر داخل کشور را دگرگون کرد.

 

***

 

chelsea_nikzad بهنام ناطقی: وجه مشخصه این کارها را چطور می بینید؟

 

نیکزاد نجومی: چیزی که من از کار ایرانی می دانستم دکوراتیو بودن این کار ها بود اینها اینطور نیست. این ها دیگر در باره زندگی حرف می زنند، راجع به عشق حرف می زنند راجع به خشونت حرف می زنند. یعنی راجع به این مسائلی که همیشه درپرده بود، صحبت می کنند، ولی الان این رو آمده و این فوق العاده است.

 

***

 

نمایشگاه در پنج بخش تنظیم شده و در بخش اول که به طنز محور شرارت نام گرفته، به آثاری بر می خوریم در باره جنگ و سیاست، از جمله این اثر تکان دهنده از خانم پرستو فروهر، که صحنه های شکنجه را در چیدمانی نورانی نشان می دهد، در کنار آثاری از شهرام کریمی، هنرمند مقیم آلمان، که با استفاده از کیسه های برنج و تصویر کشته شدگان در نبردهای سیاسی به وجود آمده... یا این آثار از هنرمند ژینوس تقی زاده، مقیم تهران، که تصاویری بر زمینه روزنامه های روزهای قبل و بعد ازانقلاب ایران ساخته است.

 

 لیلی تقی نیا میلانی هلرسرموزه دار، سم باردویل می گوید در نگاه به هنرمندان داخل کشور و هنرمندان خارج از ایران، انتطار معمول این است که هنرمندان داخل کشور، بیشتر به سنت های فرهنگی و سبک های سنتی هنری، مثل خطاطی و مینیاتور و تذهیب بپردازند و انتظار این است که هنرمندان ایرانی خارج از کشور کارشان در ظاهر بیشتر متاثر از زبان هنر جهانی باشد اما در عمل برعکس این بود. به طوری که هنرمندان خارج از کشور بیشتر از فرمهای سنتی هنر وام داشتند ، شاید به خاطر غم غربت، در حالیکه هنرمندان داخل کشور، زبانی جهانی تر و همپای آنچه در هنرمعاصر دنیا اتفاق می افتد برگزیده بوئدند، و این شگفتی اصلی تحقیق او بود.

 

در فصلی از نمایشگاه که به جنسیت و تصویر جنسیت در هنر پرداخته، از جمله با کار هنرمند عباس کوثری روبرو می شویم که تصاویر پهلوانان سینه برهنه مرد را در کنار تصاویر تمرین کماندوهای زن در پلیس جمهوری اسلامی گذاشته است که همیشه حجاب بر تن دارند، همچنین آثار پاپ آرت وحید شریفیان، که تصاویر هنرمند برهنه در کنار جانوارانی مثل شیر را در فضاهای آشنای خانه و آشپزخانه می گذارد... و همچنین آثاری از نیوشا توکلیان، راننده کامیونی که در اثر عمل تغییر جنسیت به ماریا تبدیل شده است. و همچنین مجسمه های شیرین فهیم از روسبی های خیابان های تهران...

 

نمایشگاه موزه چلسی، از جمله حاصل تلاشهای گالری دار نیویورکی، خانم لیلا تقی نیا میلانی-هلر است.

 

لیلا تقی نیا میلانی - هلر: من الان هفت هشت سال است که دنبال موزه های نیویورک هستم که کار هنرمندان ایرانی را نشان بدهند ولی به خاطر بوروکراسی و اینکه هی می گتفند گرنت هامان را از دست می دهیم اگر کار ایرانی را نشان بدهیم تا اینکه در یک شامی با کیورتر این شو، سم باردویل، که نصف لبنانی است، آشنا شدم و با او شروع به صحبت کردم – البته خوب می دانید زیاد راجع به هنرمعاصر ایرانی به جز آرتیست هائی که خیلی معروف بودند، نمی شناخت. و آمد به گالری من و هر که را که دید عاشقش شد. من گفتم این شو باید کوالیتی مقیاسش شیرین نشاط باشد بهترین آرتیست ایرانی است و گفتم سطح آنها باید در آنباشد.

 

از شیرین نشاط، یکی از چیدمان های ویدیوئی اولیه او را می بینیم با شرکت شجاع آذری و سوسن دیهیم، در دو تصویر از زنان و مردان در مقابل هم.

 

بخشی از نمایشگاه، به بازیابی هنرهای سنتی اختصاص یافته است، از کار هنرمندانی که با تم های سنتی کارهای جدید به وجود آورده اند، از جمله این کار، از خانم آلا ابتکار، که با تصاویر نقاشی های قهوه خانه ای کار می کند و متون قدیمی که ترکیبی تازه پیدا کرده اند. ترکیب مشابهی را در کارهای سمیرا عباسی می بینیم با طرحهائی ملهم از داستانهای تعزیه که آن هم تعبیری جدید است از نقاشی قهوه خانه... سیامک فیلی زاده، از تصاویر پهلوان ها و روجلد مجلات، کارهای تازه ای به سبک پاپ آرت به وجود آورده و نازل گل انصاری نیا، کارهای درخشانی و ظریفی به وجود آورده است با استفاده از نقش کاشی های قدیمی در ترکیبی تازه..

 

سرموزه دار، سم بردویل می گوید نحوه انتخاب آثار مثل یک جریان زنده، مدام در حال تغییر بود. او می گوید طبعا با یک برنامه مشخص کارش را شروع کرد اما این برنامه و هدف در برخورد با واقعیت های زمان، تغییر کرد. او در آغاز می خواست نمونه هائی از کار هنرمندان داخل و خارج از کشور با سوژه های مشابه را در کنار هم قرار دهد تا تاثیر محیط زندگی را بر کار هنرمندان نشان دهد اما در جریان تحقیق به روی کار هنرمندان، متوجه شد که پیچیدگی و کثرت این آثار و درونمایه ها و طرز برخورد هنرمندان با آنها، با تصور قبلی او کاملا تطبیق نمی کرد.

 

بخشی از نمایشگاه تصاویری است ملهم از خیابان و در ارتباط با فرهنگ کوچه، از جمله این آثار از خانم نازنین پوینده، که چهره هائی از کوچه و بازار ایران را در نقاشی های بزرگ و رنگین، کنار هم گذاشته. این مجسمه های سفالی، داریوش غره زاد، تصاویری از دیوارهای تهران را با رهگذران در می آمیزد، در عکس هائی که حالت نقاشی دارند و مجسمه های سفالین و چیدمان های بیتا فیاضی، برداشتی از زندگی در خیابانهای ایران هستند. در همین بخش، به کارهای هنرمند بروکلینی پونه مغازه بر می خوریم که هم چیدمان است هم عکس، با شرکت خود هنرمند، در پوشاکی از جمله از تمپان های زنگین ساخته شده است...

 

chelsea_installationلیلا تقی نیا میلانی هلر: گفتم این نمایشگاه باید کار همه باشد. ما یک عده ایرانی هستیم که هنر امروز ایران را داریم، چه مجموعه دار باشیم، چه گالری دار باشیم و چه کاسبکار باشیم. چه خبرنگار باشیم.. همه با هم دست در دست دادیم و این موزه هم هیچ بودجه ای نداشت و من مجبور شدم 200 هزار دلار برای اینها پول جمع کنم والان این فاز اول بود که در نیویورک اتفاق افتاد و خرج حمل و نقل وبیمه و همه اینها را از این 200 هزار دلار ما دادیم و حالا این شو حیف است که به لس آنجلس نرود به هیوستون نرود، به لندن نرود و به دوبی نرود.. این شو در ماه مارچ و اپریل موقعی که در «آرت دوبی» کارهای خودمان را نشان می دهیم و یک نمایشگاه بین المللی است این شو برای دو ماه به دوبی خواهد رفت... همچنین برای ده روز به لندن خواهد رفت و ما حالا داریم با موزه کانتمپری آرت هیوستون صحبت می کنیم، با لس آنجلس صحبت می کنیم، پاریس، دیترویت، استکهلم و ببینیم این شو به کجاها می رود برای هرجا که می رود باید پول جمع کنیم –

 

در آثار رضا درخشانی، موسیقیدان و نقاش، که در اروپا و آمریکا کار کرده و هم در ایران، چهره های مختلف با شبکه ای از طرح ها، به هم شباهت می یابند...

 

در فصلی از نمایشگاه که تاحدودی شبیه به هنرپاپ آرت در آمریکاست، از جمله آثاری هست از فرهاد مشیری و همکار و شریک زندگی او، شیرین علی آبادی، که زندگی روزمره در فرهنگ مصرفی را زیر ذره بین می گذارد با اشاره هائی به نقش فرهنگ عامه ی آمریکا... آثار شهرام انتخابی، با کارت پستال های روسبی های بریتانیائی و حجاب، ترکیب های تازه ای به وجود آورده... بهرنگ صمدزادگان، در در نقاشی های عظیم، تصاویر پیش ساخته و توهمات از فرهنگ ایران را به سخره می گیرد.

 

نمایشگاه موزه چلسی، نیویورکمدیر موزه چلسی، تیل فلرث Fellrath می گوید این موزه برای اشاعه دیالوگ و گفتگوی فرهنگی به وجودآمده است و ایران، کشوری است که در آمریکا پوشش منفی داشته است نیویورک هم شهری است که به خاطر سابقه چند فرهنگی بهترین جائی است که می شود برای آن تصویر منفی ایران کاری انجام داد. او می گوید دراین نمایشگاه نمونه، هدف از این نمایشگاه این است که استعدادهای خلاقه ای که از فرهنگ غنی ایران برخاسته اند نمایش داده شوند.

 

نمایشگاه موزه چلسی که تا اوائل پائیز دائر خواهد بود، به خاطر همزمانی با حوادث سیاسی داخل ایران، انعکاس گسترده در جراید و رسانه های آمریکا پیدا کرده و راه را برای یافتن بازارهای وسیع تر برای هنرمندان ایران می گشاید.

 

***

 

این روزها شاهد نمایشگاه های متعددی هستیم از هنر معاصر ایران در غرب، که حاصل بار آمدن نسلی از هنرمندان است که در ایران به بلوغ رسیده اند و همچنین تلاش گالری دارانی است که با کمک موسسات حراجی مثل سادبیز و کریستیز، بازار قابل توجهی برای هنر ایران به وجود آوردند که ابتدا محدود بود به آثار هنرمندان معاصر که با زمینه های سنتی مثل خط و نقش های مینیاتوری و فرم های سنتی در ترکیب های مدرن کار می کردند، که برای مجموعه داران به خصوص عرب جالب بود و همچنین با تصور یا انتظار هنرشناسان غربی از هنر ایران تطبیق می کرد.

 

من یادم است که مثلا ده سال پیش که به کوشش و با همکاری موزه هنر معاصر تهران، نمایشگاهی در حراج خانه کریستیز از هنر ایران ترتیب یافته بود، بیشتر آثاری که کارشناسان کریستیز برگزیده بودند، یا نقش های مینیاتور مانند داشت، با چشم و ابروهای ایرانی یا آثاری بود با استفاده از خط، و کمتر اعتنائی می دیدی به آثار هنرمندانی که د ر سبک های شبه غربی کار می کردند یا ارتباط آنها به ایران بلافاصله مشخص نبود.

 

کار سمیرا عباسیاما تحولی که پدید آمده این است که نسل تازه ای از هنرمندان ایرانی به شدت شروع کردند به پرداختن به موضوع های روز، و زندگی و واقعیت هائی که دوروبر خود می دیدند، و این با بالاگرفتن آگاهی در غرب در باره فرهنگ معاصر ایران همراه شد و همچنین با کوشش این گالری داران و مجموعه داران، مثل خانم لیلی تقی نیا میلانی، مثل چهره های دیگر، از جمله گالری B21 در دوبی و گالری کرین سکز در مونیخ و گالری وایت چپل در لندن با همکاری خانم مریم همایون آیزلر، که در تهیه کتابی که در باره هنر ایران توسط بنگاه انتشاراتی Thames & Hudson دست داشت و خانم ماریا وگا، مدیر گالری Ministry of Nomads لندن، مجموعه فرزام و بنیاد حافظ، که از فعالان و حامیان این نمایشگاه هم هست، یا مجموعه دارانی مثل خانواده سودآور و بنیاد میراث ایران در لندن و دهها بنیاد و مجموعه دار دیگر... اینها موفق شدند که جهت نگاه غرب را به هنر ایران تغییر بدهند، به طوریکه حالا در جستجوی آثار هنری هستند که بتواند مثل آثاری که در نمایشگاه موزه چلسی می بینیم، کمک کند به درک بیشتر از تحولات جامعه ایران، کمک کند به آگاهی نسبت به لایه های فرهنگی مختلفی که الان در جامعه ایران در کنار هم قرار گرفته اند.... شاید در هیچ مقاله یا تفسیری، نتوانیم این همه آگاهی در باره فرهنگ معاصر ایران پیدا کنیم که در آثار این نمایشگاه به صورتی موجز وهنرمندانه کنار هم قرار گرفته اند.

 

نیویورک الان شاهد نمایشگاه های متعدد و همزمان از هنر ایران است، از جمله اینها، نمایشگاهی است از چهل هنرمند ایرانی تحت عنوان «سلسله زلزله» در گالری لیلا تقی نیا میلانی هلر، که خانم لیلا دیبا، هنرشناس، در برگزاری آن نقش عمده داشته. در این نمایشگاه هم کار هنرمندان داخل و خارج از کشور کنار هم قرار گرفته با این فلسفه که این هنرمندان، در پیامد سلسله ای از سنت ها می آیند و هنرمندان نسل های گذشته که از آنها آموخته اند، ولی زلزله می آفرینند.

 

نمایشگاه موزه چلسیعلاوه بر این، یک گالری بزرگ دیگر در محله دیگر گالری ها در نیویورک، یعنی خیابان مدیسون، کارهائی از 28 هنرمند ایرانی در نمایشگاهی عرضه کرد تا همین هفته پیش هم دائر بود، به نام Looped and Layered یا لایه دار و در هم تنیده. همچنین، کار پنج هنرمند ایرانی الان بخشی است از یک نمایشگاه بزرگ در موزه بروکلین نیویورک، به نام «ترجمه» که نمونه هائی از کار هنرمندان دیگر خاورمیانه ای و آسیای مرکزی در آن به نمایش گذاشته شده.

ویدیو و دنباله مقاله...