June 22, 2009

Iran Election in Media - 6

بازتاب بحران ایران در رسانه ها – 6

 

Neda_Obama_poster در این گزارش، به دنبال تم «جهان دارد نگاه می کند» ابتدا نقش رسانه های غیرمتعارف مثل تیوتر را بررسی می کنیم، در پیامد تصاویر تکان دهنده خونریزی در دماغ و چشم های ندا اقا سلطان، که یکشبه به سمبول خیزش اجتماعی مردم ایران تبدیل شد. بخشی از برنامه تصاویری از روزنامه های جهان نشان می دهیم که عکس تظاهرات خیابانهای ایران را در صفحات اول چاپ کرده اند و از جمله مقاله فواد عجمی، نویسنده صاحبنظر جناح راست آمریکا را بررسی می کنیم در واکنش به موضع ابراز شده توسط رئیس جمهوری آمریکا، و چند کاریکاتور برگزیده.

 

پریسا فرهادی: ... و می رسیم به گزارش همکار شباهنگ بهنام ناطقی، که امروز از لس آنجلس به ما ملحق می شود و به روال روزهای بحرانی ی اخیر، به همراهش، نگاهی می اندازیم به بازتاب رویدادهای ایران در رسانه ها و مطبوعات جهان. (به بهنام)... بهنام، یاد آن جمله معروف انگلیسی می افتم که The World Is Watching... واقعا هم هر بیشتر خطوط ارتباطی رسانه ها را با داخل ایران کم می کنند و خبرنگارها را بیرون می کنند، نگاه ها بیشتر تمرکز می دهد روی ایران...

 

بهنام ناطقی: بله جهان دارد نگاه می کند، و چهارچشمی هم دارد نگاه می کند و با حیرت و هیهات و دهان باز... دارد نگاه می کند و مبهوت است از آنچه می بیند.

 

گزارش ویدیوئی بهنام ناطقی

خبرگزاری آسوشیتدپرس و دیگر خبرگزاریها، در تفسیرهائی که چند ساعت پیش بیرون دادند، می نویسند تصاویر ویدیوی آماتوری که فواره زدن خون از دهان ودماغ یک دختر جوان دانشجوی فلسفه، ندا آقا سلطان را یک شبه در سراسر دنیا پخش کرد به سرعت به شمایل یا icon جنبش مخالفان نظام ایران تبدیل شد و سیلی از خشم علیه سرکوبی توسط نظام را سرازیر کرد.

 

با استفاده از یکی از پوسترهای معروف اوباما که زیرش نوشته بود امیدی، پوستری برای ندا ساخته اند و شاهد کارهای دیگری از هنرمندان هستیم در بزرگداشت او، که در صفحات متعددی که در فیس بوک و اینترنت باز شده می بینیم.

 

از دید تفسیرنویسان آسوشیتدپرس، آنا جانسن و مایکل واینستاین، این تصاویر خونین تاثیر مهمی در طرزتلقی افکار عمومی نسبت به نظام خواهد گذاشت، همانگونه که مرگ تظاهرکنندگان علیه شاه، تاثیرگذار بود.

 

شبکه خبری ABC آمریکا که ویدیوی دردناک و تکان دهنده تیرخوردن وجان دادن ندا را در سایت اینترنتی اش منتشر کرده و بعد از تشریح جزئیاتی که در تصاویر آن دیده می شود، می پرسد آیا ندا آقا سلطان، ژانداک ایران است؟

 

هفته نامه اشپیگل آلمان می نویسد یوتیوب تلاش کرد که از انتشار گسترده و برق آسای ویدیوی 40 ثانیه ای مرگ ندا جلوگیری کند اما کاربران راه هائی برای دورزدن سانسور یوتیوب پیدا کردند. اما مرگ ندا، بلافاصله او را به قهرمان ملی تبدیل کرد و این را در آثار هنری که در یوتیوپ ودیگر پایگاه های اجتماعی اینترنت قرار گرفت، می بینیم. سایت های بزرگداشت یا یادبود ندا در فیس بوک سه هزار چهارهزار عضو دارند الان و مردم روی این صفحات انواع شعرهای رقت انگیز و همچنین واژگان خشمگین خودشان را منتشر می کنند.

 

پریسا فرهادی: در مطبوعات و رسانه ها، چه واکنش هائی می بینی به نظرهای رئیس جمهوری آمریکا... آقای اوباما بود که روز یکشنبه گفت جهان مراقب ایران است.

 

بهنام ناطقی: بله، پریسا، همانطور که گفتی، جهان دارد نگاه می کند و چهارچشمی هم نگاه می کند... نگاه مطبوعات و رسانه های دنیا متوجه ایران است و این را در صفحات اول روزنامه های دنیا می شود دید.

 

Neda_Street_Amirabad_sabegh امروز روزنامه ها، ضمن تعقیب خبر بالاگرفتن خشونت ها و مقاومت اعتراض کنندگان در برابر گاز اشک آور و چماق و گلوله، به چند جریان عمده در خبرها اشاره دارند، که همه تهدیدهای عمده را نشان می دهند برای بقای نظام، یا به کل، یا به شکلی که تاکنون بوده. یکی از تیترهای تحلیلی، به شکاف عمیق در هیات حاکمه جمهوری اسلامی اشاره دارد، که برای نخستین بار امکان دارد بخشی از بدنه نظام را در برابر بخش دیگر بگذارد.

 

بعضی دیگر، به پیامد تهدید آیت الله خامنه ای، مرز جنایت بالا کشانید و از طرف دیگر اشاره دارند که خامنه ای اشاره دارند که از یک طرف خشونت را تا این پیام و طرز عمل حکومت، شعارها را از اعتراض به تقلب در انتخابات گذر داد به فراخوان سقوط رهبر و نظام. در آمریکا هم موضوع روز، واکنش محتاطانه پرزیدنت اوباماست که از یک طرف مخالفت جناح راست را برانگیخته، و از طرف دیگر، تحلیل ها و حدس و گمان هائی را در نشریات حامی دولت برانگیخته.

 

پریسا فرهادی: بهنام! آقای اوباما در باره اعمال خشونت با لحن شدیدتری روز یکشنبه هشدار داد... و به جمله ای از مارتین لوترکینک قهرمان مبارزه غیرخشونت آمیز آزادی مدنی آمریکا، استناد کرد که گفته: «قوس اخلاق، دراز و بلند است، اما همیشه به سمت عدالت می چرخد.»

 

news_wall_street_journal بهنام ناطقی: درسته... وال استریت جورنال امروز در مقاله ای تحول لحن و گفتمان رئیس جمهوری آمریکا را بررسی کرده، و می نویسد آقای اوباما، برای اولین بار از واژه «عدالت» استفاده کرد که به نظر همکاران او در کاخ سفید، بیشتر از واژه «آزادی» که مورد استفاده جرج بوش بود، برای جهان اسلام، طنین دارد ولی به گفته فواد عجمی، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و عضو موسسه هوور در دانشگاه استنفورد، که از متفکران برجسته جناح راست آمریکا محسوب می شود، هدف اوباما این است که به مقامات جمهوری اسلامی پیام بدهد که دیپلماسی آزادی در دولت آمریکا با رفتن بوش از کاخ سفید به پایان رسیده.

 

عجمی، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و از متفکران برجسته محافظه کار، در مقاله ای در وال استریت جورنال، با یادآوری لطمه شدیدی که دولت جیمی کارتر در جریان انقلاب و گروگانگیری متحمل شد، و می نویسد درس ایرانشناسی اوباما تازه شروع شده است. او می نویسد: ابهامی که در پیام اوباما در باره آزادی وجود دارد، به سیاست خارجی آمریکا کمکی نمی کند.

 

عجمی می نویسد اوباما به نعل و میخ زده یعنی از یک طرف می خواهد پیام آور تغییر باشد در خاورمیانه برای توده ها، و از طرف دیگر سعی می کند به اقتدارگرایان بفهماند که دیگر نگران اشاعه آزادی از سوی آمریکا نباشند. فواد عجمی می نویسد این در حالی است که برخلاف تصور کاخ سفید، که تصور می کرد نظام روحانیون در ایران خواهان گشایشی در رابطه با آمریکاست، در سی سال گذشته، سران جمهوری اسلامی همیشه حدی از دشمنی با آمریکا را حفظ کرده اند که از یک طرف چسب یا ملاط عقیدتی باشد برای به هم چسباندن و متحد کردن اجزای نظام و از طرف دیگر، به شدتی نباشد که به تهدیدی برای قدرت آنها تبدیل شود. او امید به نرمخوشدن جمهوری اسلامی را امیدی کاذب توصیف کرده است. خیلی از سیاستمداران جناح راست هم که دیروز در برنامه های بحث های تلویزیون شرکت کردند.

 

پریسا فرهادی: راجع به داخل ایران چه تفسیرهائی دیده ای؟

 

بهنام ناطقی: تحلیل های مطبوعات غرب درباره حوادث امروز، به مقالات متعددی در باره نقش جدید میرحسین موسوی بر می خوریم. از جمله هفته نامه پرتیراژ اشپیگل آلمان است که اشاره کرده موسوی نقشی را بر عهده می گیرد که برای خودش غیرمنتظره بود.

 

Speigel_Cover_Rebellion اشپیگل نوشته موسوی با این امید وارد انتخابات شد که جمهوری اسلامی را از سقوط نجات دهد، اما در پیامد اعتراض به تقلب به انتخابات، نقش او عوض شد برای اینکه تظاهرکنندگانی که در خیابانها به هواداری از او شعار می دهند، دیگر کاری به بازشماری آرا دارند و علیه تقلب در انتخابات شعار نمی دهند، بلکه خواستار تغییر نظام جمهوری اسلامی هستند، و حتی خود موسوی هم به این نتیجه رسیده است که علیرغم دفاعی که از اصل نظام می کند، برای او راه بازگشتی وجود نداردو برای همین بود که اعلام کرد غسل شهادت کرده است.

 

خانم جودیت میلر، خبرنگار و محقق سیاسی که این روزها در مرکز تحقیقاتی موسسه منهتن مشغول است، در تفسیری که در سایت پرخواننده فاکس نیوز منتشر کرد، نوشته احتمال دارد که 150 هزار پاسدار با کمک 300 هزار بسیجی بتوانند نظام جمهوری اسلامی را از فروپاشی فوری و در کوتاه مدت، حفظ کنند، اما این نظام در این جریان تبدیل شد به یک دیکتاتوری نظامی که نظائرش را در خاورمیانه بسیار داریم، و در دراز مدت، فراخوان تغییر قویتر می شود.

 

در آبزرور، چاپ بریتانیا، علی انصاری، استاد دانشگاه سنت اندروز، اشاره کرده که غیبت روحانیون برجسته شیعه ایران در بحران امروز، خیلی قابل توجه است. او می نویسد روحانیون بالامرتبه شیعه، اتحاد خود را از دست داده اند و اکثریت آنها، با نظام جمهوری اسلامی هم بیگانه شده اند، و دست کم پنج روحانی بلندپایه، از جمله آیت الله منتظری، علیه سرکوب و کشتاردرخیابانها بیانیه داده اند ولی این بیانیه ها را در مطبوعات و رسانه های دولتی پیدا نمی کنید، ولی از دید نظام پنهان نمانده و برای همین شاهد حبس خانگی روحانیون قم هستیم.

 

پریسا فرهادی: حالا که مطبوعات رسمی و شبکه های خارجی را بیرون کرده اند یا خانه نشین کرده اند، رسانه های غیرمتعارف اهمیت بیشتری پیدا کرده اند، مثل یوتوب و فیس بوک...

 

بهنام ناطقی: این تکنولوژی که بیشتر هم در آمریکا درست شده و اشاعه داده شده، تکنولوژی ویژه دمکراسی است یعنی دمکراسی آور است... و تفاوتی که در کار اطلاع رسانی مردمی و اطلاع رسانی رسمی وجود دارد این است که سانسور در آن وجود ندارد. اگر دیده باشی، وقتی CNN یا بعضی شبکه های پربیننده آمریکا فیلم های مردمی از ایران را نشان می دهند، بعضی جزئیات چندش آور، را محو می کنند. همین کار را با خبرهائی که می نویسند هم می کنند، یعنی مطالب همیشه از یک صافی ویراستاری می گذارد که آنها را هماهنگ می کند، اگر نکته ای بدون ذکر منبع باشد، حذف می کند، و خلاصه می کند کل مطلب را اما برای شهروندی که وسط توفان ایستاده و چماق و گلوله دور و برش را گرفته اند، این ملاحظات دیگر وجود ندارد.

 

علیرغم اخراج خبرنگاران، عکس ها وویدیوهائی که مدام از شهرهای مختلف و از تهران می رسد، از طریق تیوتر، یوتوب، فیس بوک و دهها سایت اجتماعی و بلاگها و غیره، جای آنها را گرفته.

 

wasserman

این کارتون از هنرمند آمریکائی «دن واسرمن» که در خیلی از نشریات آمریکا همزمان چاپ شده، گویای این وضع است. یک روحانی دولتی به دیگری می گوید خبرنگارها را بیرون کنید، و طرف می گوید اینها همه خبر نگارند و می بینیم دست هر کس یا فیس بوک است یا تلفن همراه یا دوربین دیجیتال...

 

پریسا فرهادی: بعضی مواضع تصاویر گویاتر از کلام هستند. می دانم که یک مقدار کاریکاتور و عکس داری برای امروز...

 

بهنام ناطقی: جالب است که هنرمندان و طراحان چطور رویدادها را تفسیر می کنند.

 

cartoon_big_fish

اینجا در این طرح می بینی حاصل اتحاد مردم را که ماهی بزرگه طعمه می شود.

Cartoon_Gerald_Scarfe_Times_090621_576801a

در این کارتون، از جرالد اسکارف، هنرمند سندیکا شده که در صدها روزنامه کار چاپ می کند، می بینیم که چگونه سیل جمعیت سد احمدی نژاد را در هم می شکند.

cartoon_TV_cooking_show

در این طرح که فکر می کنم کار یک هنرمند ایرانی باشد که اسمش را متاسفانه پیدا نکردم،  بی اعتنائی تلویزیون جمهوری اسلامی را نشان می دهد به خیزش اجتماعی میلیونها، که به جای خبر تظاهرات اعتراض آمیز مردم، درس آشپزی پخش می کند.

 

Cartoon_Nikahang_Kowsar_Pish_az_Soghoot_Rooz

در این کارتون از نیک آهنگ کوثر، شاهد آغاز سقوط هستیم. آقای احمدی نژاد به اتفاق آیت الله خامنه ای این طرف پرتگاهی هستند که دارد داخل دره می ریزد.

ویدیو و دنباله مقاله...

June 21, 2009

Stoning Soraya M in LA Film Festival

«سنگسار ثریا میم» درجشنواره لس آنجلس، همزمان با سرکوب در ایران

 

redcarpet_shohreh فیلم «سنگسار ثریا میم» روز گذشته (شنبه 20 ژوئن) برای نخستین بار در آمریکا، در جشنواره فیلم لس آنجلس نمایش داده شد. این فیلم که قرار است از جمعه 26 ژوئن در آمریکا اکران شود، پائیز گذشته برای نخستین بار در جهان، در جشنواره فیلم تورانتو نمایش داده شد و در آرای تماشاگران جشنواره که جایزه بهترین فیلم نصیبش می شود، بعد از «زاغه سگ میلونر» دوم شد. با این حال، هیچکس پیش بینی نمی کرد نمایش آن در آمریکا، همزمان بشود با سرکوب شدید معترضین به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اسلامی، که در تاریخ سی سال اخیر سابقه نداشته است.

 

تقارن نمایش فیلم با خیزش اعتراض و سرکوب خونین آن در ایران، فیلم «سنگسار ثریا میم» را یکباره به داغ ترین فیلم جشنواره تبدیل کرده است و نگاه مطبوعات و رادیوتلویزیون های آمریکا را که الان متوجه ایران است، به سوی خود این فیلم کشید.

 

طی هفته گذشته، ستاره فیلم شهره آغداشلو فرصت استثنائی پیدا کرد برای حضور در برنامه های تلویزیونی و شبکه های خبری آمریکا که در تصاویر و موضوع این فیلم، که ماجرای سنگسار یک زن است به جرم زنا در یک دهکده در مرکز ایران، ارتباط مستقیم می بینند با اعتراضی که در ایران جریان دارد، و به این ترتیب، خانم آغداشلو ناخواسته تبدیل شد به یکی از سخنگویان برجسته برای تشریح عاطفی و احساسی حوادث تلخ ولی امید بخشی که این روزها در خیابانهای تهران شاهد آن هستیم. مصاحبه دیروز (شنبه) خانم آغداشلو با شبکه خبری CNN چنان عاطفی بود که حتی اشگ گوینده CNN را هم در آورد.

 

گزارش تلویزیونی بهنام ناطقی

فیلم «سنگسار ثریا میم» داستان زنی است به نام زهرا، که ماجرای سنگسار شدن بیرحمانه و ناجوانمردانه و نابه حق ثریا، مادر جوان دو فرزند را تعریف می کند برای یک خبرنگار خارجی. این خبرنگار خارجی، فریدون صاحب جم، نویسنده کتاب پرفروش سنگسار ثریا میم است که ماجرای برخوردش با این زن را که داستان سنگسارثریا میم نام گرفت به صورت یک کتاب 1986 در فرانسه منتشر کرد که یکی از کتاب های پرفروش آن سال فرانسه بود و ده سال بعد ترجمه انگلیسی آن هم در آمریکا پرفروش شد.

 

داستان فیلم این است که علی، شوهرخبیث ثریا، در یک نقشه شیطانی برای ازدواج با دختر جوان یک خانواده مرفه تر از خودش، و از طریق تبانی با روحانی فریبکار ده و کدخدای بی عرضه، ثریا را به جرم زنا به سنگسار محکوم می کند، که مجبور نباشد نفقه بپردازد.

 

فیلم «سنگسارثریا میم» را سیروس نورسته براساس کتاب فریدون صاحب جم ساخته، که سال گذشته در نخستین نمایش جهانی آن در جشنواره تورانتو، در رای گیری برای جایزه «گزینه تماشاگران» بعد از «زاغه سگ میلیونر» Slumdog Millionaire دوم شد. هنرمندان فیلم «سنگسار ثریا میم» دیروز (شنبه) روی فرش قرمز حاضر شدند و بعد از فیلم هم در یک جلسه پرسش و پاسخ شرکت کردند با حضور خالد حسینی، نویسنده کتاب بادبادک باز... Kite Runner

 

***

 

موژان مارنو، در نقش ثریا نمایش فیلم «سنگسار ثریا میم» در جشنواره بین المللی فیلم لس آنجلس، جمعیت کثیری از فیلم دوستان و ایرانیان کنجکاو مقیم لس آنجلس را ساعتها در صف نگه داشت، و هنرپیشگان این فیلم، از جمله شهره آغداشلو، موژان مارنو، نوید نگهبان، پرویز صیاد، دیوید دیان، و کارگردان فیلم، سیروس نورسته را یک سال بعد از اتمام آن، بار دیگر گرد هم آورد. در فیلم سنگسار ثریا میم، براساس رمانی از نویسنده ایرانی تبار فرانسوی، فریدون صاحب جم، داستان واقعی سنگسار یک زن به اتهام زنا در دهکده ای در مرکز ایران را به تصویر می کشد.

 

نوید نگهبان، بازیگر نقش شوهر سنگدل، همزمان شدن نمایش فیلم در آمریکا با بالاگرفتن اعتراض ها در ایران را برای شناساندن اوضاع ایران به جهانیان موثر می داند. نوید می گوید: این شخصیت، شخصیتی است که از داخل مرا نابود می کرد.

شخصیت نوید، علی، مرد با تبانی روحانی دهکده، تهمت زنا به زنش می بندد که او را سنگسار کنند. نوید نگهبان می گوید: این فیلم نه برضد ایران است نه بر ضد اسلام است، بلکه بر ضد اشخاصی است که از اسم اسلام سوء استفاده می کنند و مردم را تحت فشار می گذارند.

 

از دید هنرپیشه های فیلم، وقایع روز ایران به نمایش فیلم در آمریکا معنی تازه ای می دهد. دیوید دیان، بازیگر نقش کدخدا، می گوید: نمی شد پیش بینی کرد که این دیگ جوشان کی بالاخره قل قلش در دیگ را می زند کنار و همه ما که دست اندرکار ساخت این فیلم بودیم، بسیار از این موقعیت خوشحالیم.

 

redcarpet_cyrus سناریست و کارگردان فیلم سیروس نورسته، وقایع امروز ایران را و موضوع فیلمش را فراخوان تغییر و اصلاحات در ایران می بیند. نورسته می گوید این فیلم و وقایع ایران یک چیز را می گویند و آن «اصلاح» است و برای اصلاح است که این فیلم ساخته شد و برای اصلاح است که مردم ایران الان در خیابانها هستند.

 

نوستاره ایرانی هالیوود، خانم موژان مارنو، نقش زن ستم دیده، ثریا را ایفا می کند. مارنو در پاسخ به این سئوال که چطور است بعد از آن همه سنگ که به سروکله شما خورد، سالم مانده اید، جواب می دهد «جادوی سینماست دیگر!»

 

فیلم سنگسار ثریا م، فرصتی است برای هنرنمائی شهره آغداشلو که در نقش یک زن میانسال، ماجرای فاجعه سنگسار ناجوانمردانه در دهکده را برای یک خبرنگار خارجی ای که اتفاقی ازده عبور می کند، بازگو می کند به امید آنکه جهانیان را از این ظلم با خبر سازد.

 

redcarpet_mozhan خانم آغداشلو که تمام روز را به مصاحبه با CNN و رادیوتلویزیون های آمریکا در باره کشتار در خیابانهای ایران گذرانده بود، احساس خود را در باره همزمان شدن اتفاقی نمایش فیلم در آمریکا با کشتار جوانان معترض در تهران، بازگو می کند: شهره آغداشلو در پاسخ به سئوالی در باره همزمان شدن اتفاقی نمایش فیلم با سرکوب معترضان در ایران، می گوید: «احساس آمیخته از غم، از شادی، از افتخار... افتخار به کودکان و جوانانی که در خیابانهای ایران در حال حاضر برای آزادی شان دارند می جنگند، افتخار به ملتی که گول خورده، انتخابات دروغین را به او تحمیل کردند...افتخار به ملتی که به او توهین شده...مثلا رئیس جمهورش صداش می کند خس و خاشاک، ولی همچنان دارد ادامه می دهد.... که دارد توسط پلیس خودش کشته می شود ولی همچنان روی پای خودش می ایستد و بالاخره افتخار به ملتی که بدون اینکه متنظر رهبرانشان بشوند، می ریزند توی خیابانها تا آزادی شان را بدست بیاورند.»

 

خانم آغداشلو می گوید: قلب آدم پاره می شود، قلب ما ایرانیان خارج از کشور پاره پاره می شود، با آگاهی از اینکه کاری نیست که ما بتوانیم انجام بدهیم، مگر اینکه صدای آنها را در خارج از کشور منعکس بکنیم و عشقمون را و احساساتمون را نثار قدمشان بکنیم. اینها بچه های ما هستند که در خیابانهای ایران دارند می جنگند، همه شان همسن دختر من هستند.

 

در صحنه ای که از فیلم نمایش می دهیم، زهرا، شخصیت خانم آغداشلو، شخصیت ثریا با بازی موژان مارنو را برای سنگسار شدن آماده می کند.

 

خانم شهره آغداشلو در پاسخ به سئوال دیگر، می گوید: «این فیلم در باره زنی نیست که سنگسار شده، این در باره زنی است که روی پای خودش می ایستد، حق طلب می کند می جنگد و در باره زهراهائی است که الان در خیابانهای ایران دارند می دوند، و تعدادشان شنیده ام که کشته شده اند.» خانم آغداشلو می افزاید: «زهرا، شخصیت من در فیلم، دقیقا همین کار را می کند. قصه اش را برای خبرنگاری که دارد از آن ده می گذرد تعریف می کند تا آن خبرنگار قصه را به دنیا من قصه را به شما که خبرنگار هستید می گویم تا به دنیا بگوئید که زهراها در خیابانهای ایران برای آزادی خودشان دارند می جنگند.»

***

soraya_5 در هر حال، وقایع ایران سرنوشت این فیلم در آمریکا را هم عوض کرده، و نقش تازه ای داده به هنرپیشه های آن به خصوص شهره آغداشلو... که موقعیت ایران را برای مردم آمریکا تشریح کنند. و خانم آغداشلو، همانطور که دیدید، سخنگوی عاطفی – احساسی است، چون دیروز وقتی فیلم های به خون غلتیدن دخترها را در خیابانهای تهران دید، تصمیم گرفت که دردی که در قلب و روح خودش احساس کرد را بی پرده منعکس بکند.

 

به این ترتیب، به تعبیری، خود هنرپیشه تبدیل شد به یک زهرای دیگر، و این نکته از دید مطبوعات در آمریکا پنهان نماند. مثلا بالتیمور سان در مقاله ای در باره این فیلم، ضمن اشاره به اینکه زهرا لقب فاطمه دختر پیامبر اسلام است، می نویسد این روزها، زهرا نام دو زن است که در ایران معاصر برای احقاق حقوق زنان تلاش می کنند، یکی زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی است و دیگری زهرا، شخصیت خانم آغداشلو در فیلم «سنگسار ثریا میم» -- بالتیمور سان می نویسد: همانطور که مردم سراسر جهان می بینند، دولتی که با اختناق و زور حکومت می کند برای بقای خود متوسل به خشونت می شود و در ایران، خشونت علیه زن، نه تنها مجاز است بلکه با توسل به مذهب توجیه می شود.

 

فیلمهای مستقل این طوری خیلی سخت ساخته می شوند، و این فیلم هم به سختی، و فقط به خاطر پشتکار و مرارت دست اندرکارانش، به نتیجه رسید، از جمله زحمات شهره آغداشلو که وقتی این سناریو به دستش رسید، تولید آن را به تهیه کننده استیو مک ایوویتی، که فیلم «مصیبت مسیح» The Passion of the Christ به کارگردانی مل گیبسون او نزدیک به یک میلیارد دلار در دنیا فروخت، توصیه کرد و هنرمندی که نقش خبرنگار فریدون صاحب جم را بازی می کند هم همان کسی است که نقش مسیح را بازی می کرد و این جا توازی ای وجود دارد بین زنی که وسط دهکده در یک مراسم آئینی تئاتر گونه، سنگسار می شود و شکنجه و ظلمی که در آن فیلم شخصیت مسیح به آن دچار می شود.

 

soraya_1 «سنگسار ثریا میم» را اول می خواستند به انگلیسی فیلمبرداری کنند، ولی بعد، تصمیم گرفتند فارسی باشد، که اصیل تر و باورپذیرتر بشود، و استدلالشان هم این بود که فیلم مصیبت مسیح به زمان آرمانی عهد عتیق است که کسی نمی فهمید و این فارسی را هم مهم نیست که تماشاگران دنیا نفهمند... موضوع فیلم و ظلمی که به این زن می شود، گرافیک است و بصری و حسی و عاطفی است و تماشاگر با آن رابطه می گیرد.

 

منتقدها آمریکائی نقدهای خود را جمعه آینده منتشر خواهند کرد، همزمان با اکران عمومی این فیلم، اما نویسندگان در آمریکا، حالا که صحنه های به خون کشیده شدن دختران جوان در خیابانهای تهران و باتوم خوردن پیرزن ها را در شیراز بارها و بارها از CNN و فاکس نیوز تماشا کرده اند، آگاهی تازه ای پیدا کرده اند نسبت به موضوع سوء استفاده از دین برای تحکیم قدرت شخصی و فرقه ای ... و بنابراین، نوع نگاهشان نسبت به فیلمی مثل «سنگسار ثریا میم» نسبت به پارسال تغییر کرده.

 

در همه نقدها و مقالاتی که تاکنون بیرون آمده، شاهد ستایش از بازی تکان دهنده خانم آغداشلو هستیم. وال استریت جورنال، یکی از پرتیراژترین روزنامه های آمریکا، در مقاله ای از جان یورگنسن، می نویسد فیلم «سنگسار ثریا میم» به سختی و برندگی همان سنگ هائی است که در عنوان فیلم به آن اشاره می شود و یادآور می شود که صحنه های دلخراش و خونین پایان فیلم، شانس گرفتن اکران گسترده در آمریکا را برای این فیلم کم کرده بود، ولی سازندگان فیلم چنین صحنه های چندش آوری را برای جلب توجه به مجازات ضدانسانی سنگسار لازم می دیدند، و از سیروس نورسته نقل کرده که گفته است فیلمش برخوردی سازش ناپذیر دارد با این موضوع.

 

روزنامه نیویورک تایمز در مقاله ای از مایکل سیپلی، می نویسد سپتامبر پیش که این فیلم در تورانتو نمایش داده شد، حواس مردم متوجه ایران نبود، و به همین سبب، در رقابت بر سر جایزه «گزینه تماشاگران» دوم شد، بعد از Slumdog Millionaire اما حالا وضع فرق می کند.

هافینتگتن پست، یکی از پرخواننده ترین نشریات اینترنتی آمریکا که بسیاری از نویسندگان و چهره های مشهور در آن مقاله می نویسند، در مقاله ای از چیپ هنن می نویسد: «سینما بارها قدرت خود را برای نمایش داستان های تکان دهنده نشان داده اما فیلمی را به یاد ندارم که مثل سنگسار ثریا میم ذهن انسان را روزها بعد از دیدن به خودش مشغول کند.» او آن را با دو فیلم از اسپیلبرگ مقایسه کرده، «فهرست شیندلرز» «یافتن سرجوخه رایان»، با این حال نوشته یاد ندارد فیلمی به این اندازه تکان دهنده دیده باشد که ضمنا شعاری هم نیست و ضدیتی هم با اسلام در آن نیست، و به قدری خوب کارگردانی شده که تماشاگر انتظار دارد راه نجاتی برای ثریا پیدا شود. یعنی ساسپنس یا تعلیق دارد.

 

redcarpet_parisa نشریه انگلیسیWorld می نویسد در حالیکه زنان در ایران در خیابانها در حال تظاهرات هستند، فیلمی در باره نقض حقوق زنان در ایران موقعیتی بهتر از این برای اکران سراسری در آمریکا نمی توانست پیدا کند. لارا نوئر در روزنامه سراسری اگزامینر Examiner چاپ لس آنجلس می نویسد این فیلم ریشه اعتراض هائی را که در ایران شاهد آن هستیم نشان می دهد.

 

ویدیو و دنباله مقاله...

June 18, 2009

Iran Election in Media - 5

بازتاب بحران ایران در رسانه ها  - 5

 

whereismyvote8 در بحران پیامد انتخابات ریاست جمهوری اسلامی، هر شب در تلویزیون فارسی صدای آمریکا، بررسی کوتاهی پخش کردم از بعضی مقالات مطبوعات و رسانه ها، تحت عنوان «دنیا دارد نگاه می کند» - روز چهارشنبه، علاوه بر چند نکته از مطبوعات، گزیده ای از کاریکاتورهای سیاسی آمریکائی، پیام رخشان بنی اعتماد، استاد شجریان در میان معترضین در تهران و بخشی از یک برنامه کمدی از تلویزیون آمریکا را پخش کردم در باره رابطه ایران و آمریکا.

 

کامبیز حسینی (مجری برنامه): ... و می رسیم به گزارش همکار شباهنگ در نیویورک، بهنام ناطقی، که اختصاص دارد به نگاهی به بعضی بازتاب های بحران ایران در رسانه ها و مطبوعات جهان. بهنام! ظاهرا در آمریکا بحث در باره موضعگیری رئیس جمهوری آمریکا نسبت به آزادیخواهان در ایران ادامه دارد.

 

بهنام ناطقی: سخنوان آمریکا و رسانه ها، همیشه بحث ها را محلی می کنند که برای خودشان جالب شود. در وال استریت جورنال، که برخلاف روزنامه عمده آمریکا عکس خیابانهای تهران را روی صفحه اول نگذاشته، به مقاله ای بر می خوریم از آقای افشین الیان که از جمله توصیه می کند سازمان ملل باید در ایران دست به کار ترتیب دادن یک حکومت انتقالی بشود.

 

این استاد فلسفه در دانشگاه لایدن در هلند، در وال استریت جورنال می نویسد سازمان ملل هرچند کارنامه ضعیفی دارد اما در عرضه عدالت انتقالی Transition Justice در خیلی از کشورها خوب عمل کرده و می نویسد میرحسین موسوی می تواند نقشی را ایفا کند که ماندلا در آفریقای جنوبی ایفا کرد. البته با این تفاوت که ماندلا هیچوقت نخست وزیر نظام آپارتید نبود.

 

در نیویورک تایمز، در یک گزارش تحلیلی صفحه اول، میرحسین موسوی را ماهاتما گاندی ایران لقب داده اند، با این حال، می نویسد او یک رهبر اتفاقی برای این مبارزه است و قصدش این نبود که رهبر چنین مبارزه ای باشد. این روزنامه در وب سایتش همین یک ساعت پیش عکسی از حضور میرحسین در میان تظاهرکنندگان روز پنجشنبه در تهران چاپ کرده و از بی بی سی نقل کرده که امروز هم موسوی در میان تظاهرکنندگان صحبت کرد.

 

Peter_Brooks_Times ترس رهبر از موش روزنامه نیویورک تایمز از سوی دیگر، گزارشی که من دیشب اینجا دادم تکرار کرده که جناح راست آمریکا دارد اوباما را به خاطر موضعی که اینها تصور می کنند مصالحه جویانه است، می کوبد؛ و بعضی از اعضای کابینه، مثل وزیرامورخارجه، خانم هیلری کلینتن و معاون رئیس جمهوری، آقای جوزف بایدن هم خواهان اتخاذ لحن تندتری در برخورد با جمهوری اسلامی یا در دفاع از مواضع آزادی خواهان ایران هستند.

 

اما نیویورک تایمز به نقل از مقامات کاخ سفید نوشته دلیل موضعگیری خاص اوباما، این است که هرنوع ابراز حمایت آشکار اوباما از معترضین در خیابانهای تهران، ممکن است بهانه به دست نظام بدهد برای نسبت دادن معترضین به عاملیت بیگانه. هر چند که بدون اشاره ای از اوباما هم نظام چنین تبلیغی می کند.

 

اما یک تحلیلگر افریقائی تبار به نام رودولف اوکونو در سندیکای نشریات اگزامینر Examiner می نویسد اوباما نمی تواند نظامی را که امیدوار است روزی با آن مذاکره کند، نامشروع بخواند، ولی از طرف دیگر، این تحلیلگر می پرسد حمایت از یکی از مقامات جمهوری اسلامی (احمدی نژاد) در برابر مقام دیگر از همان نظام (موسوی) چه حاصلی برای آمریکا می توند داشته باشد؟ با این حال، از نظر این تحلیلگر، موضع غیرمتعارف اوباما، هر چند جلوی واکنش منفی نظام ایران را نگرفته، اما خط حمله سنتی آمریکا به نظام ایران را تحلیل برده است.

در این میان، مفسر فیلادلفیا اینکوایرر می نویسد معلوم نیست اگر اوباما موضع دیگری هم اختیار می کرد می توانست تاثیری در امور مورد علاقه آمریکا مثل سیاست اتمی یا حمایت از تروریسم داشته باشد.

 

Sabz_drawing  اما برخی دیگر در آمریکا می گویند شاید موضع اوباما در پرهیز از عرضه حمایت عملی به مخالفان نظام جمهوری اسلامی بدون حکمت نباشد. در هرحال، ما شاهد سی سال انتظار مردمی بودیم که خیال می کردند شاه را آمریکا برده و نظام اسلامی را آمریکا آورده و منتظر بودند که آمریکا یا با زبان خوش یا به زور، شر این نظام را از سرشان کم کند. حالا با اعلام موضع اوباما، مردم معترض در خیابانها انرژی بیشتر می گیرند، برای اینکه مطمئن می شوند کاری که می خواهند انجام بدهند فقط به دست خودشان انجام می شود، و قرار نیست کمکی از خارج به آنها برسد.

 

کامبیز حسینی: حالا از این بحثها که بگذریم، تلویزیون ها پر است از بحث ایران.

 

بهنام ناطقی: دیشب شبکه خبری CNN طبق معمول ادامه داد به پخش ویدیوهائی از خیابانهای تهران و مصاحبه با کارشناسان آمریکائی و چند تن از ایرانیان مقیم آمریکا، و در برنامه عمده اخبار و بحث ساعت هشت شب، از جمله خانم شهره اغداشلو هنرپیشه ایرانی هالیوود، و چند تن از مجریان برنامه های تلویزیونی لس انجلس را آورده بود.

 

Taylor Jones Cartoon خانم شهره اغداشلو که فیلمش «سنگسار ثریا میم» را پس فردا (شنبه 20 ژوئن) در جشنواره فیلم لس آنجلس افتتاح می کنند، گفت بحران ایران ممکن است جریانی رادر خاورمیانه آغاز کند که راهگشای صلح باشد و گفت فیلم «سنگسار ثریا میم» داستان یک زن است که تلاش می کند ظلمی که شاهد آن بوده از طریق یک خبرنگار به گوش مردم دنیا برساند. خانم آغداشلو گفت میلیونها نظیر این زن را الان در خیابانها می بینیم.

 

کامبیز حسینی: بهنام تو همیشه در فیس بوک و وبلاگها و پایگاه های اجتماعی اینترنتف دنبال مطالب جالب می گردی در باره بحران ایران.

 

بهنام ناطقی: از نکات جالبی که خیلی مورد توجه دوستان فیس بوکی قرار گرفته و بارها آن را سهیم شده اند باهم، بیانیه هنرمند برجسته آقای شجریان است که گفته نمی خواهد صدایش را در رادیوتلویزیون جمهوری اسلامی پخش کنند. و دیدنی است حضور خودش در میان «خس و خاشاک» در خیابانهای تهران که یک فیلمبردار اماتور این فیلم را از آن گرفته...

 

شجریان در میان معترضان (فیلم کوتاهی که پخش می شود، آقای شجریان را نشان می دهد که با دست به جمعیت علامت پیروزی می دهد و مردم دوروبر اتوموبیل او، جمله ای از ترانه مشهورش را نقل می کنند که می خواند «نشستن در سیاهی ها گناهه».

 

در میان هنرمندان ایرانی که همه ابراز حمایت کرده اند، به این بیانه برخوردم از مستند کاران با اجرای خانم رخشان بنی اعتماد، که در جریان انتخابات هم فیلمی در باره خواسته های زنان تهیه کرده بود، که تلویزیون جمهوری اسلامی پخش نکرد.

 

در بخشی از بیانیه ای که با تصویر خانم بنی اعتماد و به نقل از انجمن مستندسازان ایران، پخش می شود، این کارگردان ایرانی به رادیوتلویزیون جمهوی اسلامی به خاطر عدم پخش صحیح اخبار داخل کشور، اعتراض می کند.

 

رخشان بنی اعتماد کامبیز حسینی: جالب است عکسهائی که در اینترنت دست به دست می چرخد. از اینها چیزی برای ما انتخاب کرده ای؟

 

بهنام ناطقی: درسته یک مقدار از اینها را اینجا گرد آوری کرده ایم، مثل این عکس که نشان میدهد که عکسهائی که در اینترنت دست به دست می گردد، چطور از خیابانهای تهران سر در می آورد و به این ترتیب یک دور کامل می زند از خیابان به خیابان، از طریق اینترنت.

(در عکسی که نشان داده می شود، زنان تظاهرکننده در تهران، عکس کتک خوردن جوانان را در جریان اعتراض های روز شنبه، در دست دارند.)

 

هاله نور در راهپیمائی روز یکشنبهدر این عکس از تظاهرات روز شنبه در راه میدان آزادی، یک تظاهرکننده مبتکر در تهران که برای صورت خودش هاله نور درست کرده. اشاره است به سیاستمداری مشهوری که خود را از روحانیون شیعه هم معنوی تر می داند.  و بازار طرحهای ابتکاری هم گرم است، مثل این در باره جنبش سبز...

 

کامبیز حسینی: ولی بهنام، دیشب چند تا کاریکاتور نشان دادی که جالب بود... کاریکاتور داریم یا نه؟

 

بهنام ناطقی: حضور آقای احمدی نژاد در محور این بحران، برای کاریکاتوریست های جهان یک نعمت است. درست عکس حرفی که کاریکاتوریست ها در باره آقای اوباما می زنند. این یک کاریکاتور از اندی دونون در باره اعلام پیروزی انتخاباتی در میان موج مخالفت ها و نفرین ها و مرگ برها از جمعیتی معترض.

 

این اثر از کاریکاتوریست برجسته آمریکائی «تایلور جونز» آقای احمدی نژاد را نشان می دهد در کنار رهبر جمهوری اسلامی، یکی چماق دارد برای ایران و دیگری بمب دارد برای دنیا.

 

و طرحی (بالای صفحه)  از روزنامه  تایمز لندن، که نشان می دهد ترس رهبر نظام از موش را، ولی این موش کامپیوتر است و اشاره است به نقشی که اینترنت در بحران امروز ایفا می کند و تلاشی که برای فیلترکردن آن صورت می گیرد.

 

daily_show کامبیز حسینی: و برنامه های تفریحی و کمدی تلویزیونی آخر شبها هم در آمریکا به این می پردازند پر از شوخی های بانمک.

 

بهنام ناطقی: و عمده ترین کمدی های شبانه، از نظر سیاسی The Daily Show از جان استیورات Jon Stewart است در کانال موسوم به «کانال کمدی» Comedy Channel که دیشب یک قطعه کمیک پخش کرد که خبرنگارش ماه گذشته در ایران تهیه کرده، در باره آگاهی عمومی نسبت به سیاست و تاریخ معاصر آمریکا در میان مردم ایران، و در مقابل آن، بی اطلاعی حیرت انگیز مردم آمریکا از ایران امروز.

ویدیو و دنباله مقاله...

June 17, 2009

Iran Election in Media - 4

بازتاب بحران ایران در رسانه ها - 4

 

whereismyvote7 در این برنامه، نگاهی داریم به بازتاب موضع رئیس جمهوری آمریکا در قبال بحران ایران، همراه با انتقادهائی از نویسندگان محافظه کار و جناح راست از موضع بیطرف و محتاطانه ای که اوباما در روزهای نخست اتخاذ کرد. نگاهی داریم به سانسور اینترنت و فیس بوک در ایران و کلیپی پخش می کنیم از «رای من کو» که از پروفایل های کاربران فیس بوک ساخته ایم با موسیقی گروه راک جدید «انتلرز» -- در روزهای بحران در خیابانهای تهران و شهرستانها، به جای بررسی فیلم و موسیقی و هنرها، در این قسمت از شباهنگ به بررسی بازتاب اعتراض عمومی به نتیجه انتخابات در رسانه ها، اینترنت و آثار هنرمندان پرداختیم.

 

کامبیز حسینی: و می رسیم به گزارش همکار شباهنگ بهنام ناطقی در نیویورک، بهنام ناطقی، که بازهم نگاهی دارد به بازتاب حوادث ایران در رسانه ها و مطبوعات غرب. ظاهرا در آمریکا و در ایران، بحث بر سر موضع آمریکا در قبال حوادث ایران است که دیروز آقای اوباما اعلام کرد.

 

بهنام ناطقی: لس آنجلس تایمز صبح سه شنبه می نویسد که دیوانه بازار پیامد اختلاف بر سر نتایج انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در ایران، سرانجام کل خاورمیانه را دگرگون خواهد کرد، اما نقشی که اوباما برای آمریکا در نظرگرفته، نقش نظاره گری است از راه دور. اما این موضع آقای اوباما از دیشب زیر انتقاد سخنوران دست راستی و نزدیک به حزب محافظه کار قرار گرفت. از مطالبی که میلیونها خواننده داشت امروز در آمریکا، بازتاب اظهارات رئیس جمهوری آمریکا در باره موضع عدم مداخله آمریکاست.

 

پال ریکتر در لس آنجلس تایمز می نویسد خیلی از مقامات کاخ سفید اعتقاد دارند که اعتراض های ضد دولت در ایران به اصلاحات در درون نظام منجر می شود که به نوبه خود، به از بین رفتن تنش ها و از میان رفتن دشمنی ها در سراسر منطقه خاورمیانه خواهد انجامید، یا ممکن است به سرکوبی خشونت بار دیگری در ایران منجر شود که در هر دو حال، دولت امریکا سعی می کند در این باره کم حرف بزند و کمتر از آن، اقدام کند.

 

از جمله، جونا گلدبرگ، ستون نویس نیویورک پست می نویسد آقای اوباما خواهش می کنم بی طرف نباشید و در کنار دمکراسی جبهه بگیرید، خود را و ملت آمریکا را حامی تغییر و امید اعلام کنید. او نوشته موفقیت دولت خودتان را با نرمخوتر کردن نظام ایران و ملایم شدن سخنان نفرت بار احمدی نژاد، یا کند کردن روند بی بازگشت اتمی شدن جمهوری اسلامی، اندازه نگیرید. بلکه استاندارد متعالی تری انتخاب کنید. به تاریخ نگاه کنید، به آرمانهای دانشجویان نگاه کنید که جان و مالشان را برای اعتراض به این انتخابات ساختگی به خطر انداخته اند. این منتقد رئیس جمهوری آمریکا شما مدعی استفاده از قدرت هوشمند و قدرت نرم شده اید اما قدرت اخلاقی چطور؟ چون در این دعوا جبهه مشخص نگرفتن یعنی جبهه غلط گرفتن.

 

ستون نویس نیویورک پست نوشته تا حالا پیام امیدو تغییر خود شما، به هزینه کردن میلیارد ها دلار پولی که نداریم انجامیده برای بزرگ کردن دولت فدرال که لازم نداریم ولی برای توده های درهم تپیده ایران، که آرزو دارند به آزادی نفس بکشند، امیدو تغییر چیزی فراتر معنی می دهد. نیویورک تایمز مقاله ای از دو محقق موسسه امریکن انترپرایز بعضی می گویند احمدی نژاد ممکن است بخواهد برای کسب مشروعیت داخلی به مذاکره با آمریکا روی خوش نشان دهد اما نتیجه روند رویدادها در ایران، خطر تبدیل شدن دین سالاری به یک نظام سرکوبگر نظامی و عقیدتی را دارد.

 

کامبیز حسینی: آن وقت، هواداران اوباما از این موضع چه دفاعی می کنند؟

 

بهنام ناطقی: دیشب کانال های تلویزیونی پر بود از سخنوران و فعالان سیاسی و بعضا ایرانی های نزدیک به جناح اصلاح طلب حکومت جمهوری اسلامی، از موضع بیطرفی آمریکا دفاع می کردند. یک فعال سیاسی به نام تریتا پارسی که برای تاثیرگذاری در کنگره واشنگتن فعالیت می کند، میهمان شبکه دست چپی MSNBC بود و جواب منتقدین اوباما در حزب جمهوری خواه را می داد، کسانی مثل سناتور لیبرمن و جان مککین، که خواهان اقدام عملی آمریکا در حمایت از آزادی طلبان در ایران هستند. آقای پارسی گفت سناتور لیبرمن و دیگران در حالی بر لزوم اقدام عملی آمریکا نسبت به حمایت از گروههای دمکراسی خواه در ایران تاکید می کنند که حاصل ابراز چنینی حمایتی، و حتی آن پولی که در دولت بوش اعلام کردند می خواهند به سازمانهای غیردولتی در ایران بدهند، برای اشاعه دمکراسی، نتیجه معکوس داشته.

 

کامبیز حسینی: آیا به دلیل یا توجیهی برای حوادث ایران بر می خوریم در این جراید؟

 

بهنام ناطقی: نیویورک تایمز امروز چهارپنج صفحه را به بحران ایران اختصاص داده و از جمله راس دودت Doughdat ، ستون نویس نیویورک تایمز می نویسد بحران های اقتصادی همیشه پیامدهای سیاسی دارند و می افزاید خوش به حال آمریکا که بحران رکود اقتصادی کنونی، گریبان ایران را گرفته و نه گریبان آمریکا را. به عقیده آقای راس دودت ستون نویس نیویورک تایمز، رکود رشد تولید ناخالص ملی، افزایش درصد بیکاران و تورم مهارناپذیر، عاملان اصلی بحران سیاسی کنونی ایران بودند و باعث شدند که رهبری روحانی ایران، با توسل به جنایت، اعتبار خود را ساقط کند.

 

کامبیز حسینی: سانسور اینترنت و فیس بوک هم بازتاب گسترده ای داشته.

 

بهنام ناطقی: گزارش مفصلی است در وال استریت جورنال و لس آنجلس تایمز و نشریات دیگر در باره فیلتر شدن سایت های اینترنتی و کاسته شدن از سهمیه پهنای باند اینترنت برای خدمت دهنده های و اخراج خبرنگاران خارجی گزارش می دهد، و از جمله که وزارت خارجه آمریکا از کمپانی توئیتر خواسته بود برای قطع نشدن سرویس به ایرانی هائی که از فیلتر عبور کرده بودند، انجام عملیات فنی نگهداری شبکه را یکی دو روز عقب بیاندازد. و تامس فریدمن در نیویورک تایمز می نویسد Facebook در ایران دارد کار مساجد زمان شاه را انجام می دهد که محلی برای تبادل اطلاعات بود و 50 هزار هواداران صفحه میرحسین موسوی در هیچ مسجدی جای نمی گیرند.

 

کامبیز حسینی: خیلی ها دارند پیام های خودشان را برای تاثیرگذار تر بودن با طنز می آمیزند و می خواستی چند تا از کاریکاتورها را نشان بدهی..

 

بهنام ناطقی: درسته... در گشت و گذار در فضای مجازی کارتون های گویا زیاد هست، هم از هنرمندان ایرانی و هم در مطبوعات خارجی... مثلا در این کارتون...

ballot_box_jack_cartoon

مثلا در این کارتون، شاهد هستیم که از صندوق های رای چی در می آمد.

Mana_neyestani

یا در این اثر از هنرمند ایرانی مانا نیستانی، هشداری می بینیم در باره خطرات آتش بازی در جائی که مردم مثل بمب فقط متنظر جرقه ای هستند برای منفجر شدن

mana_neyestani_dawn_or_dusk

یا در این کارتون باز هم از مانا نیستانی، هشداری است علیه نظامیگری روبه رشد...

nikahang_cartoon

یکی از فعال ترین کارتونیست ها نیک آهنگ کوثر است که با کارش همه آشنائی دارند و فکر می کنم این روزها دارد ساعتی یک کارتون می کشد و می گذارد در اینترنت... هم به فارسی و هم به انگلیسی...

put_your_guns_down_cartoon

در این اثر که از چند ساعت پیش در فیس بوک مدام کاربران به آن پیوند می دهند، شاهد پیامی هستیم از سوی جنبش سبزها برای آنها که حرفشان را می خواهند با گلوله تفنگ پیش ببرند...

rooftop_allaho_akbar_drawing

و در این گرافیک که در سایت های هوادار میرحسین موسوی چاپ شده، تاکید بر دو عبارت ساده اسلام است یکی الله اکبر، که حتی برای کسانی که به دین و خدا اعتقاد ندارند، یعنی فقط خدا، که حالا با هست یا نیستش کاری نداریم، اکبر است و دومی لا اله الله که آن هم یعنی هیچ انسانی نمی تواند خدا باشد.

 

کامبیز حسینی: با اینکه سایت فیس بوک در ایران فیلتر شده ولی جنب و جوشی که آدم از کاربرها می بیند زیاد فرقی نکرده با گذشته...

 

بهنام ناطقی: از وقتی تعطیل شده تقریبا 500 دوست جدید برای خود من تقاضا داده اند که می خواهند از این وسیله نظر بدهند و عکس و مطلب بفرستند... برای من جالب بود که قبل از انتخابات، خیلی از کاربران عکس های پروفایل خودشان را سبز کرده بودند. ولی حالا همه تبدیل شده اند به «رای من کو» که برای پایان برنامه امروز، از این «رای من کو» یک ویدیو ساخته ایم با موسیقی یک گروه خیلی تازه و داغ نیویورکی به نام Antlers --- که در ماهها و سالهای آینده بیشتر در باره آنها خواهیم شنید...

ویدیو و دنباله مقاله...

June 16, 2009

Iran Election in Media - 3

بازتاب بحران ایران در رسانه ها – 3

 

whereismyvote19 قسمت آخر شباهنگ در روزهای بحران به بررسی مطبوعات  و رسانه ها اختصاص یافته. در این برنامه که سومین از این سری است، ابتدا نگاهی هست به مقالات عمده مطبوعات، از جمله مقاله نیل فرکوهر در نیویورک تایمز در باره لغزش رهبر جمهوری اسلامی در اعلام عجولانه پیروزی احمدی نژاد و همچنین بررسی واکنش برخی مطبوعات آمریکا به موضع محتاطانه اوباما در قبال ایران. همچنین از سایت امیرفرشاد ابراهیمی، نگاهی داریم به لباسها و علائم روی یونیفرم سرکوبگران که نشان می دهد به کدام دسته یا رده از نیروهای ضدشورش یا امنیتی جمهوری اسلامی وابسته هستند.

 

کامبیز حسینی: .... و می رسیم به گزارش همکار شباهنگ در نیویورک بهنام ناطقی، که باز هم اختصاص دارد بررسی رسانه ها و وب سایت ها و نگاهی به بازتاب وقایع ایران در جراید و رسانه های غرب. بهنام! این چند روزه ظاهرا از فیلم و سینما افتاده ایم...

 

بهنام ناطقی: آدم فیلم را برای تماشای لحظه های تکان دهنده و دراماتیک یا احساساتی یا تفکربرانگیز می رود و وقتی ماجرائی عظیم مثل آنچه این روزها در ایران می گذرد، شروع می شود، همه چیز دیگر و بهترین تخیل فیلمسازها و هنرمندها، در برابر واقعیتی که از هر کابوسی وحشتناک تر است، رنگ می بازد. امروز صبح در سراسر آمریکا مردم با تصاویر تظاهرات دیروز پر بود – تظاهرات برای عبور از انقلاب به آزادی، که از میدان انقلاب شروع شد تا به میدان آزادی برسد.

 

گزارش تلویزیونی بهنام ناطقی

عکسی که بیشتر استفاده کرده بودند، بنای خیره کننده میدان آزادی را نشان می دهد و جمعتی که دور آنرا گرفته اند... و معماری این بنا طوری است که به خصوص در این عکس ها، انگار همه انرژی این جمعیت را جمع می کند و می فرستد به سوی آسمان... ... چنانکه صفحات این روزنامه ها که بعضی از شهرهای بزرگ مثل میامی و شیکاگو و نیویورک هستند و بعضی دیگر از شهرهای کوچکتر، نشان می دهند، بحران ایران یکی از موضوع اصلی است. عمده ترین مطلب روزنامه های امریکا امروز، مقاله تحلیلی است از نیل فرکوهر، خبرنگار نیویورک تایمز که ده سال پیش به قاهره اعزام شد و از آنجا در ایران مستقر شد و سالها در ایران گذراند.

 

آقای نیل فرکوهر قیام امروز ایران را در واکنشی می داند به آنچه لغزش رهبر جمهوری اسلامی توصیف کرده است که عجولانه و قبل از تصویب شورای نگهبان، پیروزی آقای احمدی نژاد را تائید کرد و تبریک گفت و بعد مجبور شد عقب نشینی کند و دستور به تحقیق بدهد. فرکوهر می نویسد نطفه بحران موجود هنگامی بسته شد که آیت الله خامنه ای که در طبقه بندی روحانیت شیعه مقام والا نداشت به عنوان رهبر جمهوری اسلامی تعیین شد. این خبرنگار می نویسد حالا میرحسین موسوی از همین نقطه ضعف آیت الله خامنه ای استفاده کرده و به مراجع تقلید که از نظر مراتب روحانیت شیعه بالاتر از او قرار دارند، نامه نوشته است.

 

کامبیز حسینی: جهت گیری یا موضع روزنامه های آمریکا در این باره چیست؟

 

NY_Times بهنام ناطقی: روزنامه ها یکصدا هستند در نفی خشونت و فراخوان برای آزادی بیان و حراست از رای مردم. اما روزنامه های دست راستی فرصتی پیدا کرده اند برای ایراد گرفتن از موضع آقای اوباما. مثلا برت استیونز Bret Stephens در وال استریت جورنال، روزنامه پرتیراژ مخالف سیاست های دولت اوباما، می پرسد آقای اوباما می خواهد با کی در ایران مذاکره کند؟ و یادآور می شود که آقای احمدی نژاد روز یکشنبه امیدی که کاخ سفید اعلام کرده بود برای میانه رو شدن خودش، به یاس تبدیل کرد. استیونز در وال استریت جورنال می نویسد حالا شاید آقای اوباما به همان نتیجه ای که جیمی کارتر چند روز پیش اعلام کرد رسیده باشد ولی شاید هم وقتی می بیند در ایران نمی تواند کاری از پیش ببرد، توجه خودش را معطوف کند به روند صلح خاورمیانه که با اظهارنظر یک کم معقول تر بی بی نتنیاهو یک کم امیدوارکننده تر به نظر می رسد.

 

Financial Times_story ولی فایننشال تایمز، گیدیون راکمن جوابش را داده و در مقاله ای بعد از تشریح روند بحران در ایران، می نویسد امکان دارد که در ایران شاهد یک انقلاب سبز باشیم از نوع انقلاب نارنجی در اوکراین و انقلاب گل سرخ در گرجستان اما حقیقت تلخ این است که از جهان خارج کاری بر نمی اید جز شعار حمایت معنوی از دمکراتها در ایران و صبر و امید.

 

ولی امروز همه روزنامه ها اظهارات دیروز بعدازظهر آقای اوباما را چاپ کرده اند که نسبت به با بالاگرفتن خشونت در ایران ابراز نگرانی کرده، ولی در مطبوعات می گویند When it Bleeds it Leads یعنی وقتی خون باشد سرخبر می شود... و روزنامه های آمریکا با تیترهای برانگیزاننده در باره به خون کشیده شدن حضور صدهاهزار نفر ایرانی در میدان آزادی تیتر زده اند و کنار آن، تیتر اغلب خبرها حاکی از این است که در برابر اعتراض عمومی، فرمان بازشماری ارا شروع شده است که ظاهرا برای اعلام نتیجه آن ده روز وقت خواسته اند. به شوخی یا جدی می نویسند چطور 40 میلیون رای ظرف سه ساعت شمرده شد و حالا برای بازشماری ده روز وقت لازم است.

 

کامبیز حسینی: در خبرها بود که به خبرنگارهای خارجی اجازه پوشش خبری تظاهرات مردمی در ایران داده نمی شود. چه واکنشی در این باره دیدی؟

 

indepdent_cover بهنام ناطقی: تاثیر این دستور هنوز در اخبار منعکس نشده اما بعید است که بشود در خبری که میلیونها انسان در آن دخیل هستند، گل گرفت... به قول همان کاربران در سایت های اینترنتی، و به نقل از نامزد ناکام انتخابات، میرحسین موسوی، هر رای دهنده خودش یک خبرگزاری است و به این ترتیب، میلیونها خبرنگار که به دوربین و وسایل ضبط صدا و انتقال تصویر و صدا مجهز هستند، به کار خودشان ادامه می دهند...

 

از جمله مثلا به چیزهای جالبی بر می خوری. کاربرها این دو عکس را منتشر کرده اند که یکی از عناصر لباس شخصی را در حال ضرب وشتم مردم نشان می دهد روز شنبه، و در عکس دیگر، همان ادم را نشان می دهد که به عنوان یکی از حامیان احمدی نژاد جمعه شب نتیجه انتخابات را جشن گرفته... یا مثلا از صحنه تیراندازی بسیج به سوی مردم که به کشته شدن هفت نفر انجامید، دو سه تا ویدیو از خبرنگاران حرفه ای دیدم مثل کانال چهار که صحنه را دارد، به اضافه پنج شش ویدیوی دیگر از شرکت کنندگان در تظاهرات، با جزئیات بیشتر... بستن اینترنت و موج انداختن روی ماهواره ها شاید این ارتباط را یک کم محدودتر و سخت تر بکند ولی همانطور که بارها گفته شده، زمان انقلاب علیه نظام شاه، نه اینترنت وجود داشت و نه SMS... و بی بی سی که حالا فیلتر شده و پارازیت داده می شود وسیله ای بود برای انتقال پیامهای ضدشاه آیت الله خمینی و اعلام تاریخ تظاهرات.

 

کامبیز حسینی: حالا شاید سایت های اوپوزیسیون را فیلتر کنند ولی همه وبلاگها که فیلتر نشده اند، و اطلاعات جریان دارد...

 

بهنام ناطقی: درسته یکی از وبلاگ نویس ها و فعالان سیاسی اینترنتی آقای امیرفرشاد ابراهیمی است، از حزب الهی های قدیم که به اوپوزیسیون پیوست... آقای امیرفرشاد ابراهیمی در سایت خودش گفتنی ها، مقاله ای دارد در باره یونیفرمهای نیروهای امنیتی نظام...

 

amir_farshad_ebrahimi لباس سبز، با آرم و نوشته پلسی به روی بازو و دو آرم بر سینه، به یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی تعلق دارد.  امیرفرشاد ابراهیمی در سایت گفتنی ها goftaniha.org  نوشته جلیقه های خاکی یا خاکستری و باتوم مشکی، مال نیروهای پاسدار ولایت یا همان نوپو است حزب اللهی هائی که در کنار اطلاعات نیروی انتظامی فعالیت می کنند. لباس یکدست سیاه بدون درجه با کلاه خودهای آهنی متفاوت، اینها پاسداران رسمی یا وظیفه قرارگاه ثارالله تهران قرارگاه امنیتی سپاه پاسداران برای تهران هستنند که به گفته امیرفرشاد یک عده لبنانی و افغانی هم در میان اینها هستند. لباس سیاه با جلیقه و آرم پلیس و درچه ا باتوم های سبز مربوط به پرسنل یگان های ویژه پاسداران نیروی انتظامی است.  لباس نیروی انتظامی و آرم روی یقه اینها نشان می دهد که از ماموران عادی نیروی انتظامی، یعنی افراد کلانتری ها هستند. لباس سبز لجنی مربوط به پاسدارا و سربازان وظیفه گارد ویژه نیروی انتظامی است.  امیرفرشاد نوشته سرکوبگران لباس شخصی را هم گاهی از روی کفش سیاه ساده که معمولا با لباس فرم سپاه پوشیده می شود یا از شلواز سبز زیتونی می توان شناخت. این پاسدار در این عکس هفت تیرش را دارد از غلاف بیرون می کشدبرای تیراندازی به مردم بی اسلحه. ولی البته زیر ضربه باتوم یا گلوله مامور انتظامی وقتی باشی، دیگر فرقی نمی کند که از کجای دستگاه عریض و طویل امنیتی آمده باشد.  مطلب امیرفرشاد را در این آدرس بخوانید

 

http://www.goftaniha.org/2009/06/blog-post_7314.html

 

کامبیز حسینی: مرسی بهنام، تا فردا.

ویدیو و دنباله مقاله...

June 15, 2009

Iran Elections in Media – 2

بازتاب بحران ایران در رسانه ها - 2

 

whereismyvote10 پریسا: ... و می رسیم به گزارش همکار شباهنگ در نیویورک، بهنام ناطقی، که امشب هم بر خلاف همیشگی، آن را اختصاص داده ایم به نگاهی به بازتاب وقایع ایران در مطبوعات و رسانه های جهان...  ظاهرا از امروز به خاطر محدودیت هائی که جمهوری اسلامی برای اینترنت و یوتوب و دیگر پایگاه های اجتماعی در اینترنت ایجاد کرده و همچنین محدودیت جدید برای فعالیت خبرنگار های خارجی در داخل ایران، با حجم کمتری از خبر از داخل ایران روبرو هستیم...

 

بهنام ناطقی: ولی همین ها که گفتی خبرهای اصلی مطبوعات غرب را تشکیل می دهد، که همه خبر رسمی وعده رسیدگی به شکایت رای دهندگان از نتیجه اعلام شده انتخابات را در صفحات اول خود منعکس کرده اند و هر چند به اندازه روزهای اخیر از تظاهرات رای دهندگان در تهران و شهرستانها، در رسانه های رسمی کشور خبری نیست، ولی شاهد انعکاس عکس ها و تصاویر آن در رسانه های بین المللی هستیم و بعضی نوشته اند گستردگی این تظاهرات که با فراخوان غیررسمی و خودجوش برگزار شد، به قدر تظاهراتی است که دولت روز گذشته با کمک وسائل حمل ونقل شهری و تشکیلات پلیسی و نظامی، سازمان داده بود.

 

پریسا: بهنام، مطبوعات آمریکا را می بینیم که خبرها دارند دنبال می کنند، ولی برای تماشاگرها ما جالب است که بدانند که نظریه پردازان و مقاله نویسان در رسانه های آمریکا چطور با جریان روز در ایران برخورد می کنند؟

 

بهنام ناطقی: طبق معمول، خبر زوایای مختلف دارد. خبری که برای مردم ایران مرگ و زندگی است، برای مردم کشورهای دیگر در این حد مطرح است که در زندگی ما و در آینده ما چه تاثیری خواهد داشت و بنابراین، مطبوعات در غرب، همیشه از ر خبری در چارچوب بحثهائی که در جامعه جریان دارد، استفاده می کنند.

 

روزنامه ایندیپندنت لندن با این عکس که دیروز روی جلد چاپ کرده بود، در واقع دارد هزار مطب را یکجا باز گو می کند... در این عکس هم خون هست و هم آتش و هم درد و هم اشک... و تیتر روی صفحه اول نوشته، ضربه مشتی به صورت، لگدی به بیضه ها، وزنده باد احمدی نژاد!»

 

ایندیپندنت، در مقاله ای از تیم مارشال جزئیات تظاهرات را بازگو می کند و می نویسد مردم از او می خواستند که جهانیان را از ظلمی که بر آنها رفته با خبر کند. مایکل اکسوردی Michael Axworthy رئیس مرکز تحقیقات ایران در دانشگاه اکستر Execter و مولف کتاب «ایران: با امپراتوری در ذهن» درروزنامه ایندیپندنت می نویسد جمهوری اسلامی اینک با بحران مشروعیت روبرو شده است که پایه های نظامی که سی سال پیش پایه گذاری شده بود، تهدید می کند. ایندیپندنت می نویسد رفتار نظام در این انتخابات حاکی از ضعف نظام است و نشان می دهد که حکام ایران نمی توانستند به حمایت مردمی تکیه کنند و به جای آن به زور برهنه روی کرده اند که ممکن است در کوتاه مدت کارساز باشد اما در درازمدت، مشروعیت حکومت را تهدید می کند.

 

پریسا: بهنام! خیلی از نویسندگان می خواهند ببینند در صورت ادامه ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در دور دوم، تکلیف مسائل مهم برای غرب چه می شود.

 

بهنام ناطقی: در غرب انتخابات ایران، پسزمینه انتقاد یا تائید موضع دولت اوباما نسبت به جهان اسلام به طور کلی و ایران به طور اخص قرار می گیرد. به این ترتیب، اگر در صدر مسئله ایرانیان، ترکیب حکومت کشور است، از دید مقاله نویسان غربی، برنامه اتمی، حمایت از تروریست های بین المللی و کارشکنی در عراق و افغانستان، مسائلی است که پیامد انتخابات در ایران را از زاویه آن بررسی می کنند.

 

از همین دیدگاه، مثلا باید به سرمقاله ایندیپندنت لندن اشاره کنم که می گوید نتیجه این انتخابات برای مردم ایران خیلی بدتر است تا برای غرب. و بنابراین، بار دیگر کشورهای غربی در دوراهی انتخاب قرار گرفته اند بین دفاع از اصول، مثل دمکراسی و حق اکثریت، و منافع ملی خودشان... بر اساس اصول، باید انتخابات ایران را محکوم کنند اما برای منافع خودشان ناچارند با هرکس سرکار است، معامله کنند و به این ترتیب، همه امیدواری ها و ابراز حمایت ها از خارج برای اصلاح طلبان ایران بی فایده بوده است.

 

پریسا: اما روزنامه های آمریکا چی نوشته اند؟ آیا واکنش محتاطانه دولت را در مطبوعات هم می بینیم؟

 

بهنام ناطقی: بستگی دارد که کدام روزنامه را نگاه کنیم. مثلا مطبوعات دست راستی، مثل وال استریت جورنال...  در سرمقاله روز دوشنبه خود به اوباما توصیه می کند که از معترضان به این انتخابات در خیابانهای تهران حمایت اخلاقی به عمل بیاورد و به رژیم نشان دهد که دزدیدن نتیجه انتخابات، عواقبی در بر دارد.

 

توصیه این روزنامه تحریم بنزین به ایران است که 40 درصد بنزین مصرفی را از خارج می آورد. وال استریت جورنال در سرمقاله دوشنبه با خوش بینی می نویسد انتخابات تقلبی گاهی نتایج واقعی به بار آورده اند. وال استریت جورنال درس انتخابات تقلبی فیلیپین در سال 1986 را یاد آور شده که به سقوط نظام دیکتاتوری مارکوس انجامید و در اوکراین در سال 2004 که دولت بعد از تقلب در انتخابات و اعتراض مردم، سرنگون شد. اما وال استریت جورنال یادآور شده که انتخابات ایران از هر نظر تقلبی بود چون حتی گزینه هائی که بعدا گفته شد رای نیاوردند را خود حکومت تعیین کرده بود و خنده دار است که حتی بعد از این هم روسای حکومت به تقلب در انتخابات نیاز احساس کردند. 

 

ولی نیویورک تایمز، که روزنامه ای لیبرال و دست چپی حامی دولت اوباماست، در سرمقاله امروزنوشته انتخابات ایران نه آزاد بود نه واقعی ...و دلیلش هم مخالفت رای دهندگان با نتیجه اعلام شده است. نیویورک تایمز یادآور شده که در ایران شفافیت و پاسخگوئی وجود ندارد، با این حال هشدار داده است که برخلاف آنچه در اسرائیل و بعضی محافل آمریکا گفته می شود، آمریکا نباید وارد جنگی با یک کشور مسلمان دیگر بشود و حمله اسرائیل یا آمریکا فقط به برنامه اتمی جمهوری اسلامی دام می زند از دید سرمقاله روزنامه لیبرال دست چپی نیویورک تایمز تنها راه مذاکره است و وعده امتیازهای معتبر و تحریم های جدی تر، و فرق نمی کرد اگر روحانیون حاکم به موسوی اجازه برنده شدن داده بودند.

 

روزنامه واشنگتن پست می نویسد واکنش نسبتا خفیف دولت اوباما به خشونت در ایران، دوراهی دیپلماتیکی که رئیس جمهوری آمریکا با آن روبروست را نشان می دهد، و کاملا در تضاد قرار دارد با بیانیه های دولت بوش، ولی به نظر اسکات ویلسن، تحلیلگر واشنگتن پست، این واکنش محتاطانه آمریکا، تا حدودی هم ناشی از طبیعت نظام ایران است که معلوم نیست که نتیجه انتخابات در هر صورت، بتواند تاثیری بر منافع و علائق آمریکا در منطقه بگذارد.

 

پریسا: در این مقاله ها در باره آینده، به پیش بینی برنخوردی؟

 

بهنام ناطقی: بیشتر ناامید هستند مثلا... در نیویورک پست... مقاله نویس ایرانی، آقای امیر طاهری در مقاله ای که برای نیویورک پست نوشته، اعتراض های کاندیداهای شکست خورده احتمالا به جائی نخواهد رسید، و احمدی نژاد می خواهد به پاکسازی عظیمی در رده های بالای قدرت در جمهوری اسلامی دست بزند و قول داده بود که در صورتی که انتخاب شود، به مبارزه با آنچه «مراکز فساد در نظام» خوانده، دست خواهد زد و علاوه بر آن، چهار سال آینده را به مبارزه با آمریکا و اسرائیل صرف خواهد کرد.

علیرغم ممنوعیت کار روزنامه نگاران خارجی در تهران، شاهد مقالات متعددی در باره اوضاع تهران هستیم از جمله این مقاله در فایننشال تایمز که نوشته لیبرالهای ایران که تماس شان با جهان و با یکدیگر قطع شده است، به خشونتی که در ایران در ده سال اخیر بیسابقه بوده است، کشیده شده اند.

 

پریسا: ولی بهنام بعد از مرور مطبوعات، می خواهم برگردم به صحبت پایگاه های اجتماعی در اینترنت که دیروز مطرح کردی و نمونه ویدیوهای هنری و ابتکاری که در یوتیوب و فیس بوک گذاشته شده...

 

بهنام ناطقی: بله، مثلا این ویدیو به نام Lament که با کمک عکسهای سرکوبی تظاهرات دیروز در فیس بوک دیدم که با استفاده از موسیقی گروه Dead Can Dance مرثیه ای ساخته است برای آزادی و دمکراسی و امیدهائی باطل شده... این ترانه از آلبوم سال 1988 این گروه موسیقی تجربی و تلفیقی دو نفری است به نام The Serpent's Egg -- که آن موقع ها هواخواه داشتند.

ویدیو و دنباله مقاله...